چهارشنبه یازدهم مرداد ۱۴۰۲ 17:33

تهرانگردی | لوکس | هدی رستمی

تحلیل ماجرای «گران‌ترین تور یک روزه ایرانی» با هدی رستم
چرا تهرانگردی یک‌روزه 11میلیون‌تومانی جنجالی شد؟
تاریخ انتشار: 1402/05/11

در متن پیش رو، سعی کرده‌ام از زوایای مختلف تور یکروزه جنجالی هدی رستمی را بررسی کنم و نکات مثبت و منفی موضوعی را که با واکنش‎‌‌های منفی زیادی هم روبه‌رو شده، پیش روی مخاطب بگذارم.

«یک روز از صبح تا شب، تهرانِ مورد علاقه هدی رستمی را به همراه خودش ببینید، کیفِ هدیه شامل دفتر سفر دریافت کنید و درمورد سفرهای تک‌نفره از زبان او بشنوید؛ قیمت این تجربه، 11 میلیون و 200 هزار تومان است.» کجای این گزاره و این تعریف تور، اشتباه به نظر می‌آید که با انتقادات شدیدی روبه‌رو شده است؟ زوایای مثبت این «اتفاق» چیست؟

لُب کلام این که به نظر من در این مجال، چشم اسفندیار، موضوع Fast queue است که درباره‌اش می‌نویسم.

...

خواندن بیشتر ..
نویسنده: نفیسه حاجاتی

روزنامه اصفهان زیبا
زمان انتشار: چهارشنبه14 آذر ماه ۱۳۹۲
  روزنامه اصفهان زیبا، صفحه هنر و ادبیات، صفحه 9، شماره 1973،pdfمطلب

نگاهی به کارگاه یادداشت نویسی دکتر توکلی در فرهنگسرای رسانه اصفهان 

احمد توکلی: مردم خودشان را در رسانه‌ها نمی‌بینند که روزنامه نمی‌خرند

تفاوت بسیار است بین «کارگاه» و «کلاس درس»

احمد توکلی اصفهان کارگاه یادداشت نویسی و مقاله نویسی فرهنگسرای رسانه 

 

نشسته‌ایم دور تا دور یک میز مستطیلی بزرگ. هر کدام یک نمونه کار آورده‌ایم. بدیهی است که تمام سعی‌مان را کرده‌ایم که از میان یادداشت‌های منتشر شده، بهترین‌اش را انتخاب کنیم. صدایش می‌زنیم: «استاد». خیلی جدی، با دلخوری می‌گوید: به اسم صدایم بزنید.

اگر هم خیلی سخت‌تان است بگویید: «ژنرال»! می‌خندیم. نوبت هر کداممان که می‌شود، اول یک بیوگرافی کوتاه 1 دقیقه‌ای از خودمان می‌گوییم بعد نمونه کار 500 کلمه‌ای‌مان را می‌خوانیم. تمام که شد، 10 دقیقه ساکت می‌نشینیم و به نظرات و انتقاداتی که هم‌کلاسی‌ها روی نوشته‌مان می‌گذارند، گوش می‌دهیم...

****


دکتر توکلی هفته گذشته، چنین روزی به اصفهان آمد تا ورکشاپش را با یک کلاس 50 نفره از آدم‌هایی که بعضی‌ها خبرنگاران حرفه‌ای بودند، بعضی‌ها علاقمند نوشتن و برخی هم ممتنع، برگزار کند و خب همین‌جا بود که «ورک‌شاپ» به «کلاس درس» تبدیل شد و این استاد روزنامه‌نگاری بدون این که سطح شرکت‌کنندگان در کارگاه را بداند، چیزی از نوشته‌هایشان خوانده باشد و فرصتی برای شنیدن و تصحیح کردنشان داشته باشد، مجبور شد فقط به گفتن بایدها و نبایدهای مقاله و یادداشت نویسی و بازگویی تجربیات شخصی‌اش بپردازد. 

برای شرکت‌کنندگان بگوید که «مسایل زندگی از رسانه‌ها بیرون رفته‌اند. مردم خودشان را در رسانه‌ها نمی‌بینند. برای همین است که روزنامه نمی‌خوانند» و توصیه کند که ما خبرنگارها رویکردمان را تغییر بدهیم و به زندگی و مشکلات مردم...


این‌ها را نوشتم که تاکید کنم برای نوشتن، شنیدن کافی نیست. باید خواند، نوشت، تصحیح شد و دوباره نوشت. این یادداشت را نوشتم که بگویم اگر...

خواندن بیشتر ..
نویسنده: نفیسه حاجاتی

روزنامه اصفهان زیبا
زمان انتشار: پنجشنبه ۱۸ مهرماه ۱۳۹۲
  روزنامه اصفهان زیبا، شماره ، صفحه هنر و ادبیات، ویژه نامه رسانه

چگونه در جشنواره فیلم کودک و نوجوان شرکت کنیم
چند توصیه برای فیلم‌دیدن در جشنواره فیلم کودک و نوجوان


این که میان این همه فیلم کوتاه و بلند سینمایی و ویدئویی و انیمیش داخلی و خارجی که در بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم کودک و نوجوان اصفهان شرکت کرده‌اند، کدام‎ها را انتخاب کنیم، سوال سختی است. ولی هر سوالی هر چند سخت، جوابی دارد. ما برای این که به شما در جواب دادن به این سوال کمک کنیم، چند راهکار ارائه می‌دهیم.

 اولین این که می‌توانید به سایت جشنواره به آدرس (icff.ir) سر بزنید، برنامه سینماها را دریافت کنید و بعد در اینترنت بگردید دنبال اطلاعاتی برای هر کدامشان. از روی این اطلاعات می‌توانید بفهمید کدام فیلم را ترجیح می‌دهید ببینید. سینما ساحل، سینما قدس با دو سالن، مجتمع فرهنگی هنری فرشچیان با دو سالن که یکی مخصوص اصحاب رسانه است و دیگری مخاطبان عام، تالار هنر، سینما سپاهان، کتابخانه مرکزی و سالن سوره مکان‌هایی هستند که می‌توانید جشنواره فیلم کودک را در آن‌ها دنبال کنید.

در 5 روز برگزاری جشنواره صد و سی و هشت اثر نمایشی در دو بخش سینمای ایران و سینمای بین‌الملل حضور دارند. آثار بخش بین الملل به دسته‌های کوتاه، نیمه بلند و بلند سینمایی و پویانمایی تقسیم می‌شوند. آثار بخش سینمای ایران هم فیلم‌های بلند سینمایی، آثار ویدئویی کوتاه، نیمه بلند و بلند و آثار پویانمایی کوتاه تقسیم می‌شوند.
یادتان باشد که فقط یک روز و نیم فرصت دارید مزه جشنواره فیلم کودک و نوجوان را بچشید. امروز (پنجشنبه) از 8 صبح سالن‌های نمایش منتظر شما هستند و این انتظار تا ساعت 22 امشب ادامه دارد. جمعه صبح سالن‌ها فیلمی نمایش نمی‌دهند و بعد از 15:30 تا 22، چهار سئانس فرصت تماشا دارید.

نویسنده: نفیسه حاجاتی
پنجشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۲ 10:47

اصفهان زیبا: خوشبختانه روزنامه نگار هستم!

روزنامه اصفهان زیبا
زمان انتشار: پنجشنبه ۱۷ مردادماه ۱۳۹۲
  روزنامه اصفهان زیبا، شماره ۱۸۸۷، صفحه هنر و ادبیات، صفحه ۱۰، ویژه نامه رسانه ،pdfمطلب

یادداشتی به مناسبت روز خبرنگار

 خوشبختانه روزنامه‌نگار هستم!

 

شغل عجیب و غریبی نیست. یعنی حداقل از مربی سوسمارها و آدامس‌پاک‌کن بودن خیلی معمولی‌تر و شناخته‌شده‌تر است. به کشور و اقلیم خاصی هم محدود نمی‌شود. همه جا وجود دارد. فقط فرقش این است که بعضی جاها سخت‌تر است و تبعات بیشتری دارد در حالی که بعضی‌جاها، آسان‌تر و معمولی‌تر است. ولی به هر حال واکنش مردم وقتی می‌گویید روزنامه‌نگار یا خبرنگار هستید با زمانی که بگویید معلم، مهندس یا دکتر هستید، از زمین تا آسمال فرق دارد! چه اینجا در اصفهان در جواب کسی که شغلتان را می‌پرسد، بگویید: «روزنامه‌نگار هستم» چه در پاریس به مامور ورودی نماد شارل دوگل. به هر حال شما از بقیه، متمایز خواهید بود!

 

آخی شما روزنامه‌نگارین؟!

چیزی نزدیک به 10 سال پیش وقتی تازه داشتم روزنامه‌نگاری را مزه مزه می‌کردم و آرزویم این بود که روزی جدی جدی خبرنگار باشم، فکر نمی‌کردم شغل عجیب و غریبی باشد و این همه واکنش‌های مختلف از مردم ببینم. حالا دیگر برایم خیلی معمولی شده که عنوان شغلی‌ام را بگویم و منتظر واکنش طرف مقابل باشم. گاهی واکنش‌شان شبیه این است که گفته باشید: «بندباز هستم. جاهای مختلف برنامه اجرا می‌کنم».

موقعیت اول: شب، داخلی، یک جلسه رسمی:

من: سلام عرض می‌کنم، ن. ح هستم. روزنامه‌نگار

مرد مکث می‌کند، سرش را به علامت تاسف تکان می‌دهد. می‌گوید: «خدا به پدر مادرت رحم کنه!» و می‌رود.

موقعیت دوم: روز، داخلی، موسسه آموزش زبان:

در فرم ثبت نام کلاس آیلتز جلوی گزینه شغلی می‌نویسم:«Journalist»

منشی برگه را می‌گیرد. مشخصات را چک می‌کند. بعد نگاه می‌کند به من با تعجب می‌پرسد: «شغلتون چیه؟!»، جواب می‌دهم: «روزنامه نگارم». هیجان‌زده می‌گوید: «وای چه جالب کسی رو اینطوری ندیده بودم! منظورم اینه که روزنامه‌نگار باشه. چه جالب!»

موقعیت سوم: روز، داخلی، کلینیک چشم پزشکی:

کنار دستم ایستاده. در فرم آزمایش جلوی گزینه شغلی می‌نویسم: «روزنامه‌نگار». حواسش جمع است که چه می‌نویسم. ناگهان می‌گوید: «شما روزنامه‌نگارین؟» با لبخند جواب مثبت می‌دهم. می‌گوید: «چه جالب. وای چه خوب. من همیشه دوست داشتم خبرنگار بشم». کمی گپ می‌زنیم. پرونده‌ام را خارج از نوبت می‌گذارد در نوبت بررسی. دفعه بعد که می‌رود، هنوز کامل از پله‌ها پایین نرفته‌ام که از پشت میز دست تکان می‌دهد. سلام و احوال‌پرسی می‌کنیم. می‌روم مثل 10، 11نفر دیگر، پرونده‌ام را از میان 70،80 پرونده توی قفسه‌ها پیدا کنم، می‌آید کنارم می‌ایستد می‌گوید: «روش بزرگ با ماژیک نوشته‌ام: بررسی شود». خودش پرونده را پیدا می‌کند. می‌دهد دستم با لبخند و جواب خانمی را که پرونده‌اش را پیدا نمی‌کند، خیلی کوتاه با جمله «همون‌جاس. خودتون بگردین» می‌دهد.

حالا که بیش از 7 سال است رسماً روزنامه‌نگارم، می‌توانم بگویم جذاب‌تربن خصوصیت شغلی‌ام، همین واکنش‌های مردم است. واکنش‌های غیرمنتظره منفی و مثبت. درست عین بندبازی است. انگار تکلیف مردم با شغل تو مشخص نیست. بعضی وقت‌ها اصلاً نباید ریسک کنی و بگویی روزنامه‌نگاری، بعضی وقت‌ها هم با افتخار و کمی شیطنت عنوان شغلی‌ات را می‌گویی.

 

دلم برای نوشته‌هایم تنگ می‌شود!

مسئله دوم، نوشتن است. خود این پروسه نوشتن و منتشر کردن که شاکله اصلی شغل من را تشکیل می‌دهد هم یک جور بندبازی است. هر چیزی که بنویسید ممکن است هزار و یک جور بازخورد متفاوت داشته باشد. قاعدتاً آدم نمی‌تواند فقط برای دل خودش بدون توجه به یک جامعه هدف، در روزنامه بنویسد. می‌نویسد و انتظار یک دسته واکنش‌های پیش‌بینی‌شده را می‌کشد. اما نکته این جاست که دامنه واکنش مخاطبان مختلف در برابر هر جمله شما هم به گستردگی واکنش‌هایشان در برابر عنوان شغلی‌تان است.

واکنش‌ها و خوانش‌هایی خواهید دید که ممکن است 100 سال هم به فکرتان خطور نکرده باشند در حالی که مخاطبانتان با قطعیت شما را خطاب قرار خواهند داد و مطمئن هستند که موقع نوشتن به خوانش آن‌ها از متن فکر کرده‌اید و حتی برای این که آن‌ها چنین واکنشی نشان بدهند، آن متن را نوشته‌اید. شبیه بندبازی می‌شوید که روی یک پا ایستاده روی طناب و اگر فقط کمی تمرکزش را از دست بدهد، حرفه و سابقه‌اش زیر سوال می‌رود. انگار نه انگار که قبل از این، 4564 بار روی طناب راه رفته، 783 بار روی طناب دوچرخه‌سواری کرده و 354 بار روی طناب آفتاب مهتاب زده!

جدای از همه این تردیدها، روزنامه‌نگاری فعل دوست‌داشتنی‌است. تو مجبوری در یک زمان معمولاً محدود، مطلبی بنویسی. گاهی آدم اصلاً دستش به نوشتن نمی‌رود. پیش خودش می‌گوید: «نه! من از پس این یکی دیگه برنمیام». ولی اگر مجبور باشی و بنویسی گاهی بهترین مطالب عمرت میان همین مطالبی هستند که نمی‌خواستی بنویسی و فکر می‌کردی نمی‌شوند!

شاید باورتان نشود. گاهی دلم برای بعضی از مطالبم تنگ می‌شود! مثلاً ناگهان یاد یادداشتی می‌افتم که 3 سال پیش برای فلان مجله نوشته بودم. یاد عکسی که سال پیش برای فلان روزنامه گرفتم، دلم می‌خواهد بروم بنشینم پرونده‌ای را که برای فلان ماهنامه درآوردم دوباره از اول تا آخر بخوانم. انگار هر کدامشان تکه‌هایی از «من» بوده‌اند! منِ سال 85، منِ سال 88، منِ سال 92! می‌روم میان آرشیو سایتم می‌گردم، مطلب را پیدا می‌کنم، می‌خوانم و گاهی حتی باورم نمی‌شود که خودم نوشتمش!

نویسنده: نفیسه حاجاتی
شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۱ 23:34

یادداشت- سخنی با خوانندگان- شماره نوروزی

روزنامه اصفهان زیبا
زمان انتشار: یکشنبه ۲۷ اسفندماه۱۳۹۱
  روزنامه اصفهان زیبا، شماره ۱۷۷۶، صفحه هنر و ادبیات، صفحه ۸، شماره ۱۰۳، pdfمطلب

امیدهایی از جنس هنر و ادبیات

برای برای سال نو

 

این آخرین شماره صفحه هنر و ادبیات در سال 1391 است؛ شماره صد و سوم. باورتان می‌شود این سال پرماجرا این‌قدر زود به پایانش نزدیک شده باشد؟! سالی پر از خبرهای بد و خوب چه در وادی هنر، فرهنگ و ادبیات و چه در وادی‌های دیگر! امسال نمایشگاه‌ها و رویدادهای مختلفی در...

خواندن بیشتر ..
نویسنده: نفیسه حاجاتی
یکشنبه ششم اسفند ۱۳۹۱ 13:59

یادداشت 100

روزنامه اصفهان زیبا
زمان انتشار: یکشنبه ۶ اسفندماه۱۳۹۱
  روزنامه اصفهان زیبا، شماره ۱۷۵۸، صفحه هنر و ادبیات، صفحه ۸، شماره ۱۰۰،pdfمطلب

سخنی با خوانندگان
به شماره 100 رسیدیم!

این صدمین شماره صفحه هنر و ادبیات است؛ از آذر ماه 89 که این صفحه متولد شد، بیش از دو سال گذشته. در این صد شماره تمام سعی‌مان این بوده که از هنر و ادبیات مخصوصاً رویدادهایی که رنگی از هنر یا ادبیات اصفهان دارند، بگوییم.

از موسیقی نوشتیم. فضای موسیقایی اصفهان، حرف‌های زیادی برای گفتن دارد که ما سعی کردیم یکی از هزارانش را بازگو کنیم. طی این دو سال اجراهای موسیقایی خیلی خوبی در هنرسرای خورشید، مجتمع فرشچیان و سالن رودکی برگزار شده‌اند. از کنسرت دوتار ترکمنستان با حضور آق مراد چاریوف، کنسرت سازهای بادی و کوبه‌ای نواحی ایران و کنسرت سرنا و کمانچه محمد باجلاوند بگیرید تا کنسرت چهره‌هایی مانند آدام جورج، محمدرضا لطفی و سالار عقیلی که هر کدام...

خواندن بیشتر ..
نویسنده: نفیسه حاجاتی
یکشنبه ششم اسفند ۱۳۹۱ 13:43

یادداشتی بر نمایشگاه حسین تحویلیان

روزنامه اصفهان زیبا
زمان انتشار: یکشنبه ۶ اسفندماه۱۳۹۱
  روزنامه اصفهان زیبا، شماره ۱۷۵۸، صفحه هنر و ادبیات، صفحه ۸، شماره ۱۰۰،pdfمطلب

نگاهی به یک نمایشگاه که شاید موزه‌ای کوچک است
از چه موقع تاریخ شروع می‌شود؟


 

پنجشنبه‌ای که گذشت، نقش‌خانه حوزه هنری، میزبان نمایشگاه موزه‌گونه‌ای با عنوان «از چه موقع تاریخ شروع می‌شود؟» بود. داستان نمایشگاه تازه حسین تحویلیان، با روایت زندگی هنرمند آغاز می‌شود، با روایت‌هایی از زندگی‌هایی در گذشته ادامه می‌یابد و به یک سوال ختم می‌شود؛ تردید یا یقین؟!

کف‌گیر سوسن‌خانم میان قاب چوبی است؛ روی دیوار و کنار تابلویی که داستانش را نقل می‌کند. کف‌گیری که نوشته‌اند نه برای برنج که برای آش معروف کاشی‌پزها به کار می‌رفته است. پاپیه ماشه در اصل لغتی فرانسوی است به معنای کاغذ فشرده (پاپیه به معنای کاغذ و ماشه به معنای مچاله کردن) و علت نامگذاری آن این است که کاغذ را پس از خمیر کردن با سریش مخلوط کرده و تحت فشار قرار می‌دهند تا زیرساخت کار...

خواندن بیشتر ..
نویسنده: نفیسه حاجاتی
یکشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۱ 13:5

اصفهان زیبا- روایت هنر یا خلق هنر؟!

روزنامه اصفهان زیبا
زمان انتشار: یکشنبه ۱۴بهمنماه ۱۳۹۱
  روزنامه اصفهان زیبا، شماره ۱۷۴۱، صفحه هنر و ادبیات، صفحه ۸، شماره ۹۸،pdfمطلب

کمی گالری‌گردی در نصف‌جهان
روایت هنر یا خلق هنر؟!

در نود و هشتمین شماره صفحه هنر و ادبیات، بد نیست در کنار گزارش آسیب‌شناسانه ویژه‌ای که درباره اتمسفر هنر شهر داریم، از اوضاع این هفته گالری‌های شهر هم یاد کنیم. این هفته چند انتخاب مختلف برای گالری‌گردی در اصفهان دارید انتخاب‌هایی که شاید همه‌شان خیلی عالی نباشند اما به هر حال دیدن حاصل ساعت‌ها، ماه‌ها و حتی سال‎‌ها کار یک نقاش، عکاس یا حتی روزنامه‌نگار خالی از لطف نیست. 

نقاشی‌هایی از جنسی دیگر

 می‌توانید یک ساعتی از یک بعد از ظهر این هفته‌تان را به دیدن نقاشی‌های مولود مظاهری در گالری متن، اختصاص بدهید. مظاهری درباره نمایشگاهش نوشته: «بیشتر اوقات در کنار یکدیگر هستیم، با هم صحبت می‌کنیم و از با هم بودن لذت می‌بریم، برای یکدیگر جذابیت داریم مایل هستیم که در همه جا با هم باشیم، تجربه‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی یکسانی داشته باشیم، با این حال تهدیدی همیشگی برای این وضعیت و خواسته‌ها وجود دارد، تهدیدی که از خاطره قومی ما برمی‌آید و در اعماق، روبط‌مان با یکدیگر را تقسیم می‌کند. چیزی که به روابط قدرت و تسلط مربوط است. چیزی که یکی از ما را اول می‌سازد و دیگری را جنس دوم». 

«دوران دوران»، «انفجار سکوت» و «روح حورم و «دیروز در امروز» از جمله آثار این فارغ‌التحصیل کارشناسی نقاشی از دانشگاه هنر اصفهان، هستند که با تکنیک ترکیب مواد خلق شده‌اند.

اگه تیتر یک بشیم، بیشتر گیرشون میاد!

برای دومین انتخاب‌تان، نمایشگاه عکسی را که، در واقع نمایشگاه عکس نیست، پیشنهاد می‌کنم.
زن    [با غرور] چه خوب شد که رفت.
مرد   [با نگاهی حاکی از تفکر] تنها بلده کله آدم را بخوره.
زن    چقدر سمج بود.
مرد   البته این قشرِ خبرنگار بی ‌جهت سمج نیستن.
زن    حتماً براشون منفعت داره.
مرد   صد در صد بی‌ه...

خواندن بیشتر ..
نویسنده: نفیسه حاجاتی
یکشنبه سوم دی ۱۳۹۱ 15:1

اصفهان زیبا-یادداشت

روزنامه اصفهان زیبا
زمان انتشار: یکشنبه ۳ دی ماه ۱۳۹۱
  روزنامه اصفهان زیبا، شماره ۱۷۰۸، صفحه هنر و ادبیات، صفحه ۸، شماره 9۲،pdfمطلب

صفحه هنر و ادبیات-روزنامه اصفهان زیبا-نفیسه حاجاتی

نگاه نو 

به من حق بدهید که خوشحال باشم و بیایم با هیجان اینجا برایتان بنویسم که طی سه هفته گذشته، به طور کاملاً اتفاقی دو توریست هنری در دو گالری اصفهان دیده‌ام؛ «خارجی»هایی که «اتفاقی» گذارشان به گالری‌های اصفهان افتاده بود و آمده بودند آثار هنری هنرمندان اصفهان را ببینند. البته حتماً این عدد فقط «بخشی» از «آمار» است؛ بخشی که یک نسبتاًگالری‌گرد، دارد برایتان روایت می‌کند.

سکانس اول، غروب روز آخر، گالری کوثر
ما سرگرم صحبتیم. آخرین روز نمایشگاه است و هنرمند دارد با ما 5 نفر صحبت می‌کند که یک «خارجی» با مترجمش وارد می‌شود. هیجان‌زده به نظر می‌رسد.

کمی با مترجمش درباره یکی از تابلوها صحبت می‌کند و بعد مترجم از هنرمند می‌خواهد که بیاید درباره کارها توضیح بدهد. توضیحات داده می‌شوند. مترجم ترجمه می‌کند اما کمی درمانده از ترجمه اصطلاحات هنری. عذرخواهی می‌کنم و اجازه می‌گیرم که چند نکته به حرف‌های مترجم اضافه کنم. توریست، خوشحال می‌شود و استقبال می‌کند...

خواندن بیشتر ..
نویسنده: نفیسه حاجاتی
چهارشنبه یکم آذر ۱۳۹۱ 17:10

خبرآنلاین- روز اصفهان

سایت خبرآنلاین
زمان انتشار: ۱ آذرماه ۱۳۹۱
تگ:خبرآنلاین| آدرس اینترنتی مطلب در سایت خبرآنلاین: (
+)

 

به مناسبت روز اصفهان

در چهارباغ و کنار زاینده رود قدم نزنید، برای اعصابتان ضرر دارد!

اصفهان 

فعالان، دوستداران میراث فرهنگی اصفهان و اصفهان‌شناسان معتقدند «اول آذر ماه» روز اصفهان است. مسئولان شهر معتقدند «سوم اردیبهشت» تاریخ مناسب‌تری است. برای همین است که هر سال هفته اول اردیبهشت، همه جا پر می‌شود از بنرهایی که درباره برنامه‌های فرهنگی تفریحی مختلف به مناسبت «روز اصفهان» و «هفته اصفهان» صحبت می‌کنند. اول آذر ماه هم که می‌شود، فعالان میراث فرهنگی، دست به کار می‌شوند و یک مجموعه سمینار و نشست علمی و فرهنگی ترتیب می‌دهند. این روند تقریباً از سال 84 تا به حال ادامه دارد.

سال 84 اصفهان‌شناسان به مستندات تاریخی اشاره کردند و با تاکید بر نقوش کاشیکاری‌های سردر بازار قیصریه، گفتند دیلمیان باروی حفاظتی یا حصار بزرگ اصفهان را در این ماه احداث کرده‌اند و چون این نقطه عطفی در تاریخ شهر به حساب می‌آید، اول آذر ماه انتخاب مناسبی برای «روز اصفهان» است. بعد اما شهرداری و شورای شهر تصمیم گرفتند روز سوم تا نهم اردیبهشت را به مناسبت تولد شیخ بهایی به نام روز و هفته اصفهان در نظر بگیرند. تاکیدشان هم بر فعالیت‌های زیاد شیخ بهایی در این شهر و جذابیت‌های طبیعی اصفهان در ماه اردیبهشت بود.

 حالا اصفهان‌شناسان، اصفهانی‌ها و مسئولان شهر در دو تاریخ بهاری و پاییزی اصفهان را «گرامی‌ می‌دارند»؛ اصفهانی که این روزها البته حال چندان خوشی ندارد. زاینده رود بیشتر از 5 ماه است که کاملاً خشک شده و حرفی هم از تاریخ احتمالی آبی شدنش نیست. حالا پل‌ها (از «شهرستان» بگیرید تا «خواجو»، «جویی»، «سی‌و‌سه پل» و «مارنان») همه در خاک خشک «کمابیش» ایستاده‌اند.

در چهارباغ نمی‌توانید با خیال آسوده قدم بزنید. از «دروازه شیراز» که شروع کنید، بیایید پایین، از چهار راه شریعتی که بگذرید، باید...

خواندن بیشتر ..
نویسنده: نفیسه حاجاتی
عنوان متن تبلیغات
© نون‌ح‌‌‌