روزنامه اصفهان زیبا
زمان انتشار: پنجشنبه11 تیرماه 1394
  روزنامه اصفهان زیبا، صفحه هنر و ادبیات، لینک مطلب در سایت روزنامه، صفحه 9، شماره 2407،pdfمطلب

گفت و گو با مدیر گالری آپادانا درباره وضعیت گالری‌های اصفهان در ماه رمضان

تعداد توریست‌های فرهنگی اصفهان افزایش یافته‌ است

هنرمندان مشغول کارند، مشکل این است که هنر هنوز کالای لوکس محسوب می‌شود 

عکس‌ها: احسان تحویلیان

ژیلا منانی,گالری آپادانا,اصفهان,نمایشگاه,گالری,احسان تحویلیان

وقتی صحبت از گالری‌گردی و نمایشگاه‌های هنری در اصفهان می‌شود، اولین نامی که به ذهن خیلی‌ها می‌رسد، نام «گالری آپادانا» است؛ تنها گالری خصوصی شهر که هشت سال است بی‌وقفه فعالیت می‌کند و به یکی از مراکز مهم فرهنگی، هنری اصفهان تبدیل شده است. گالری آپادانا طی چند سال گذشته، همواره رویدادها و نمایشگاه‌هایی برای ماه رمضان برگزار می‌کرد. اما امسال وقتی به سایت اینترنتی گالری مراجعه می‌کنید، با پیامی با عنوان «گالری آپادانا به مدت دو ماه، از ابتدای تیر تا آخر مرداد ماه، تعطیل است» رو به رو می‌شوید. این در حالی است که گالری‌های دیگر شهر هم مدتی است در رخوت به سر می‌برند. برای پرس و جو درباره این تغییر رویه با ژیلا منانی، نقاش و مدیر گالری آپادانا، گفت و گویی انجام دادیم.

 

گالری آپادانا چند سال بود که هر ماه رمضان نمایشگاه‌ها و حتی رویدادهایی برگزار می‌کرد. چه شد که امسال با تعطیلی دو ماهه گالری رو به رو هستیم؟!

من طی هشت سال گذشته بیشتر از 400 نمایشگاه برگزار کرده‌ام. هنرمندان مستعدی از خلال همین نمایشگاه‌ها شناخته و استعدادشان کشف شده است. برای تعدادی از هنرمندان نمایشگاه‌هایی در خارج از کشور تدارک دیده‌ایم و هر سال در ماه رمضان، بدون گرفتن هزینه، نمایشگاه برگزار می‌کردیم. گالری‌های اصفهان معمولاً در ماه رمضان تعطیل هستند یا نمایشگاه جدی ندارند. اما من در چند سال اخیر برای آزمایش، نمایشگاه‌هایی در ماه رمضان برگزار کردم و استقبال هم شد ولی بعد به این نتیجه رسیدم که بازدهی لازم را ندارند؛ از نظر مالی هیچ وقت هزینه نمایشگاه را در ماه رمضان دریافت نمی‌کردیم ولی از نظر هنری هم متاسفانه آن طور که انتظار داشتیم، پیش نرفت. بنابراین امسال تعطیلات تابستان و رمضان را برای گالری داریم. به هر حال امسال تصمیم گرفتم یک وقفه دو ماهه داشته باشیم و بعد با رویکرد حرفه‌ای‌تر وارد شویم. برنامه‌ریزی‌های تازه‌ای برای فصل جدید خواهیم داشت.

 

منظورتان از رویکرد حرفه‌‌ای‌تر چیست؟

ببینید، به نظر من، ما در ایران کمتر می‌توانیم ادعا کنیم گالری حرفه‌ای داریم. در تهران البته (مثل هر پایتخت دیگری از نیویورک تا پاریس) مراودات و امکانات بیشتر و اوضاع بهتر است ولی در شهرهای دیگر وضعیت خوب نیست. اصفهان هم یک شهر سنتی است، هنرمندان زیادی دارد و نسبت به شهرهای دیگر اوضاعش بهتر است اما مطلوب نیست. دلیل این که می‌گویم گالری حرفه‌ای کمتر داریم این است که ما باید تمام استانداردهای لازم برای یک گالری را داشته باشیم اما به خاطر شرایط اقتصادی خاص کشور، نمی‌توانیم این استانداردها را رعایت کنیم و می‌‌توانم بگویم در ایران ما فقط در راه حرفه‌ای بودن، تلاش می‌کنیم. به نظرم یک گالری باید از هنرمند در همه جوانب مالی، هنری و فرهنگی حمایت کند. در ایران فقط چند گالری در تهران در این زمینه فعال هستند و من هم در اصفهان تمام سعی‌ام این بوده که تا جای ممکن از هنرمندان حمایت کنم، نمایشگاه‌های مختلف داشته باشیم، آثار خوب هنرمندان اصفهان را در خارج از ایران به نمایش بگذاریم و در زمینه فروش هم فعالیت کنیم.

ژیلا منانی,گالری آپادانا,اصفهان,نمایشگاه,گالری,احسان تحویلیان

من حس می‌کنم در یکی دو سال اخیر رخوتی گریبانگیر گالری‌های اصفهان شده. قبلاً تعداد گالری‌های جدی و فعال و همکاری بین گالری‌ها بیشتر بود ولی هر چه جلوتر رفتیم، فعالیت‌ها کمرنگ‌تر شد. شما اوضاع فعلی گالری‌های اصفهان و فضای هنری شهر را چه طور می‌بینید؟

ببینید گالری آپادانا تا دو سال دیگر زمان رزرو نمایشگاه‌هایش پر شده یعنی استقبال هنرمندان و فعالیتشان خوب و مناسب است اما از نظر اقتصادی ماجرا به این راحتی نیست. اخیراً فروش آثار هنری در اصفهان کمتر شده و ما مجبوریم برای برگرداندن تعادل به چرخه اقتصادی گالری و هنرمندان، روی فروش آثار به خارج از کشور تمرکز کنیم. خیلی سخت تلاش کرده‌ایم. آلمان و کشورهای اروپایی اخیراً به کارهای هنرمندان ما علاقه بیشتری پیدا کرده‌اند و این آثار را برای نمایش در موزه‌هایشان خریداری می‌کنند.

چه قدر توریست‌های اصفهان مشتاق گالری‌گردی و خرید آثار هنری هنرمندان اصفهان هستند؟

حس می‌کنم در چند ماه اخیر توریست‌هایی که به اصفهان آمده‌اند، از سطح فرهنگی بالاتری برخوردار بودند. من بازدیدکنندگانی از کشورهای مختلف داشتم که در اینترنت به دنبال گالری هنری در اصفهان گشته بودند، با تلفن گالری تماس گرفتند ساعات کار گالری را چک کردند و امدند. مثلاً خانمی از زوریخ آمد، یک اثر خرید و یک اثر دیگر را هم انتخاب کرد که چون نمی‌توانست با خودش ببرد، برایش پست کردیم. خیلی‌ها از طریق اینترنت با گالری آشنا می‌شوند. داشتن یک سایت خوب به زبان فارسی و انگلیسی، قرار دادن تصاویر آثار قوی هنری و تبلیغات برای هر گالری هنری لازم است. الان اینترنت یک امکان خوب برای جذب توریست‌های فرهنگی به اصفهان فراهم کرده است. خیلی وقت پیش آقایی از سوئیس به گالری آمد و مصاحبه هم انجام داد. من خبر نداشتم که مصاحبه‌ام را در یک مجله گردشگری در سوئیس منتشر کرده. مدتی بعد یک تورلیدر ترک به همراه یک گروه آلمانی به گالری آمد. او گفت که از طریق آن مصاحبه با گالری آپادانا آشنا شده و خودش هم یک مطلب درباره هنر اصفهان و این گالری در یکی از مجلات گردشگری ترکیه خواهد نوشت.

پس اگر بخواهیم اوضاع هنری اصفهان را خیلی خلاصه توضیح بدهیم می‌توانیم بگوییم هنرمندان فعالیت می‌کنند، توریست‌ها تازه دارند آشنا می‌شوند ولی مخاطبان بومی و خریداران حضورشان کمرنگ شده. درست است؟

بله. اوضاع اقتصادی اصلاً خوب نیست. هنر هنوز در نظر مردم جنبه تزئینی و لوکس دارد. بنابراین همیشه آخر به سراغ هنر می‌روند. بله فکر می‌کنم هنرمندان خوب کار می‌کنند و فقط در حد این که نیازهای ابتدایی‌شان برآورده شود، توقع دارند. هنر برای هنرمند مثل نفس کشیدن است. امیدوارم که برای مخاطبان هنر هم این اتفاق بیافتد. در فصل آینده گالری آپادانا یک سورپرایز برای هنرمندان و مردم خواهد داشت. الان در مورد چند و چون ماجرا صحبت نمی‌کنم ولی امیدوارم که اتفاق خوبی برای فضای هنری شهر باشد.

نویسنده: نفیسه حاجاتی

روزنامه اصفهان زیبا
زمان انتشار: پنجشنبه21 آذر ماه ۱۳۹۲
  روزنامه اصفهان زیبا، صفحه هنر و ادبیات، صفحه 9، شماره 1979،pdfمطلب

هفده نویسنده و فیلمساز اصفهان را روایت می‌کنند

در هفته پیش رو، سالن سوره حوزه هنری اصفهان میزبان یک برنامه پخش مستند و داستان‌خوانی با موضوع اصفهان است.

بر این اساس، موسسه فرهنگی رویش مهر، با همکاری حوزه هنری اصفهان همایشی با عنوان «راوی: اصفهان» را از 24 تا 29 آذر ماه 92 در تالار سوره برگزار می‌کند.

مدیر موسسه رویش مهر گفت: موضوع این همایش شهر اصفهان است و ما از نویسنگان معاصری همچون محمد رحیم اخوت، علی خدایی، احمد بیگدلی، محمد کلباسی، محمد طلوعی و...دعوت کردیم تا در این مراسم حضور یابند و داستان های کوتاه خود را که به اصفهان مربوط می شود، بخوانند.

زهرا مهریار توضیح داد: علاوه بر قصه خوانی هفت فیلم مستند در این شب‌ها به نمايش در خواهند آمد که به موضوع اصفهان و مظاهر آن بر می گردد.

اگر علاقمند هستید که در این برنامه شرکت کنید، می‌توانیداز 24 آذر ماه هر روز عصر از ساعت 6 تا 9 شب به تالار سوره حوزه هنری سر بزنید.

در 24 آذر ماه، داستان‌های اسکلت‌های بلورآجین (محمد کلباسی) و زمانی برای پنهان شدن (احمد بیگدلی) و فیلم‌های بهار اصفهان و اصفهان (بارون اولنز) برای مخاطبان ارائه می‌شوند.

در 25 آذر ماه، داستان‌های مسافر اصفهان (ویتاسکویل وست، ترجمه احمد اخوت) و محمد صادق خان (خدیجه شریعتی) خوانده می‌شوند و فیلم‍‌های حاج مصورالملکی و یاوری (خسرو سینایی) به روی پرده می‌روند.

علاقمندان در روز 26 آذر ماه می‌توانند داستان‌های پنجشنبه‌ها (علی خدایی) و گریه مادر (نسیبه فضل الهی) را بشنوند و فیلم‌های زنده رود و یک روز به خصوص (محمد سعید محصصی) را ببینند.

روز 27 آذر ماه تالار سوره میزبان داستان‌خوانی یک تکه مینیاتور (اصغر عبدالهی) و سی‌امین حکایت سینا (رضا مختاری) و فیلم‌ به اصفهان رو (شهروز توکل) است.

28 آذر ماه داستان‌های زندگان اصفهان (محمد طلوعی) و گرمابه زیبا (آرش صادقی بیگ) و فیلم اصفهان در بوق کارخانه‌ها (بهروز ملبوس باف( برای علاقمندان تدارک دیده شده‌اند.

و در آخرین روز همایش راوی، 29 آذر ماه، داستان مهتاب پس از باران (محمد رحیم اخوت) خوانده و فیلم عاشقانه‌های پل (مهدی رحمانی) پخش خواهد شد.

شرکت در این برنامه برای علاقمندان آزاد است. داستان‌ها توسط خود نویسندگان خوانش خواهند شد اما جلسه گفت و گو تدارک دیده نشده است.

نویسنده: نفیسه حاجاتی


روزنامه اصفهان زیبا
زمان انتشار: چهارشنبه21 آذر ماه ۱۳۹۲
  روزنامه اصفهان زیبا، صفحه هنر و ادبیات، صفحه 9، شماره 1979،pdfمطلب

بیش از 9 ماه از سال 92 گذشت. در این ماه‌ها اصفهان و فعالان تئاتر اصفهان چندین رویداد تئاتری را تجربه کردند از جمله بیست و پنحمین جشنواره تئاتر استان اصفهان، چهارمین جشنواره کمدی اصفهان و همایش تئاتر کودک و نوجوان اصفهان. به این‌ها هم البته به روی صحنه رفتن چند نمایش با تعداد تقریبی 20 اثر مستقل را می‌توانید اضافه کنید.  

این یعنی با یک حساب سرانگشتی می‌توان گفت در مدت 9 ماه گذشته چیزی حدود 80 اثر نمایشی صحنه‌ای و یا خیابانی در قالب حضور در جشنواره، همایش و یا اجرا به طور مستقل در اصفهان برگزار شده‌اند. اما در این مدت و در بین تمام نمایشگاه‌هایی که در گالری‌های مختلف اصفهان برگزار شدند (با تعداد تقریبی 150 مورد) فقط یک نمایشگاه عکس تئاتر دیدیم؛ نمایشگاه عکس تئاتر «مردگان مشغول کارند» که همزمان با اجرای عموم این نمایش، برگزار شد.

همه این مسایل حاکی از آن است که عکاسی تئاتر در اصفهان جای کار و توجه بسیار دارد. به همین سبب با خسرو خالقی، که تنها نمایشگاه عکس تئاتر امسال اصفهان را برگزار کرده است، گفت و گویی انجام دادم. خالقی کارش را با عکاسی خبری آغاز کرده و بعد به صورت تخصصی به عکاسی تئاتر و عکاسی ورزشی روی آورده است.

 بعد از نمایشگاه عکس تئاتر دو سال پیشش با عنوان «زیر درخت آلبالو»، اسفند ماه گذشته نمایشگاه عکس تئاتر «در انتظار گودو» و در مرداد ماه امسال نمایشگاه عکس تئاتر «مردگان در حال کارند» را همزمان با اجرای این نمایش، برگزار کرد. با او که در سال‌های اخیر عکاسی چند ده اثر نمایشی در اصفهان و تهران را انجام داده، درباره اوضاع عکاسی تئاتر در اصفهان و بایدها و نبایدهای این شاخه از عکاسی صحبت...

خواندن بیشتر ..
نویسنده: نفیسه حاجاتی

روزنامه اصفهان زیبا
زمان انتشار: چهارشنبه20 آذر ماه ۱۳۹۲
  روزنامه اصفهان زیبا، شماره ۱۸۶۰، صفحه هنر و ادبیات، صفحه 9، شماره 1978،pdfمطلب

گفت و گو با حسین تحویلیان به مناسبت نمایشگاهش در گالری اپادانا

برای رسیدن به بیان هنری، باید قفل‌های ذهنی‌تان را بشکنید

هزار و صد مرغ آبی بدون زاینده رود


گالری آپادانا این هفته میزبان نمایشگاه نقاشی حسین تحویلیان بود. نمایشگاهی پر از مرغ آبی، پر از رنگ و طرح و فرم. تحویلیان که مدتی پیش در نمایشگاه گروهی طراحی که در گالری تکش برگزار شد، شرکت کرده بود و چند ماه پیش نمایشگاهی با عنوان «تاریخ از کی آغاز می‌شود» را در تالار سوره حوزه هنری به مخاطبان ارائه داده بود، این هفته «هزار و صد مرغ آبی» را به گالری آپادانا آورده بود.

...

نقش نگاره سفالین متعلق به هزاره سوم قبل از میلاد یک تلنگر بود برای نگاه نقاشانه حسین تحویلیان. او تاکید می‌کند: «این نقش نگاره یک نکته مهم داشت. آدمی که در آن دوره آن همه سختی‌های زیستی دارد، یک لحظه امان ندارد. اگر ما بیشترین ناراحتی‌مان از رفتن برق و گاز است، او دغدغه سرپناه داشته و بیم از دست رفتن زیستش را نه از طریق حیوانات که حتی از طریق همنوعانش. اما با همه این شرایط در یک لحظه آزادی کاری می‌کند که احتمالا می‌دانسته ماندگار خواهد بود. یک پرنده می‌کشد».

...

خواندن بیشتر ..
نویسنده: نفیسه حاجاتی

روزنامه اصفهان زیبا
زمان انتشار: چهارشنبه14 آذر ماه ۱۳۹۲
  روزنامه اصفهان زیبا، صفحه هنر و ادبیات، صفحه 9، شماره 1973،pdfمطلب

نگاهی به کارگاه یادداشت نویسی دکتر توکلی در فرهنگسرای رسانه اصفهان 

احمد توکلی: مردم خودشان را در رسانه‌ها نمی‌بینند که روزنامه نمی‌خرند

تفاوت بسیار است بین «کارگاه» و «کلاس درس»

احمد توکلی اصفهان کارگاه یادداشت نویسی و مقاله نویسی فرهنگسرای رسانه 

 

نشسته‌ایم دور تا دور یک میز مستطیلی بزرگ. هر کدام یک نمونه کار آورده‌ایم. بدیهی است که تمام سعی‌مان را کرده‌ایم که از میان یادداشت‌های منتشر شده، بهترین‌اش را انتخاب کنیم. صدایش می‌زنیم: «استاد». خیلی جدی، با دلخوری می‌گوید: به اسم صدایم بزنید.

اگر هم خیلی سخت‌تان است بگویید: «ژنرال»! می‌خندیم. نوبت هر کداممان که می‌شود، اول یک بیوگرافی کوتاه 1 دقیقه‌ای از خودمان می‌گوییم بعد نمونه کار 500 کلمه‌ای‌مان را می‌خوانیم. تمام که شد، 10 دقیقه ساکت می‌نشینیم و به نظرات و انتقاداتی که هم‌کلاسی‌ها روی نوشته‌مان می‌گذارند، گوش می‌دهیم...

****


دکتر توکلی هفته گذشته، چنین روزی به اصفهان آمد تا ورکشاپش را با یک کلاس 50 نفره از آدم‌هایی که بعضی‌ها خبرنگاران حرفه‌ای بودند، بعضی‌ها علاقمند نوشتن و برخی هم ممتنع، برگزار کند و خب همین‌جا بود که «ورک‌شاپ» به «کلاس درس» تبدیل شد و این استاد روزنامه‌نگاری بدون این که سطح شرکت‌کنندگان در کارگاه را بداند، چیزی از نوشته‌هایشان خوانده باشد و فرصتی برای شنیدن و تصحیح کردنشان داشته باشد، مجبور شد فقط به گفتن بایدها و نبایدهای مقاله و یادداشت نویسی و بازگویی تجربیات شخصی‌اش بپردازد. 

برای شرکت‌کنندگان بگوید که «مسایل زندگی از رسانه‌ها بیرون رفته‌اند. مردم خودشان را در رسانه‌ها نمی‌بینند. برای همین است که روزنامه نمی‌خوانند» و توصیه کند که ما خبرنگارها رویکردمان را تغییر بدهیم و به زندگی و مشکلات مردم...


این‌ها را نوشتم که تاکید کنم برای نوشتن، شنیدن کافی نیست. باید خواند، نوشت، تصحیح شد و دوباره نوشت. این یادداشت را نوشتم که بگویم اگر...

خواندن بیشتر ..
نویسنده: نفیسه حاجاتی
چهارشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۲ 14:47

روزنامه اصفهان زیبا/ گفتگو با رضا نور بختیار


روزنامه اصفهان زیبا
زمان انتشار: چهارشنبه 9 آذر ماه ۱۳۹۲
  روزنامه اصفهان زیبا، شماره ، صفحه هنر و ادبیات،
  نسخهpdf

گفت و گو با رضا نوربختیار، در حاشیه نمایشگاهش در گالری آپادانا

عکاسی به خاطر پرتره اختراع شد

استاد حسن کسایی، رضا ارحام صدر و انبوهی از چهره‌ها در یک نمایشگاه عکس


«فکر می‌کردم عشقی که به عکاسی پیدا کرده‌ام، گذراست. ولی بعد که دیدم گذرا نیست، رفتم سراغ عکاسان معروف شهر. اما آنها سعی می‌کردند همان بضاعت کمشان را هم در اختیار بقیه نگذارند. یک روز با پدرم رفتم پیش آقای طریقی که معروفت‌ترین عکاس اصفهان بود. پدرم به او گفت: پسرم می‌خواهد عکاس بشود. آقای طریقی رو کرد به من گفت: تو که پسر آدم حسابی هستی چرا می‌خواهی عکاس بشوی؟!»

یکی از مهمترین نمایشگاه‌های این هفته اصفهان، نمایشگاه عکس‌های رضا نوربختیار در گالری آپادانا بود؛ عکاس پیشکسوت اصفهان که نزدیک به 70 سال پیش عکاسی را انتخاب کرد، برای تحصیل به لندن رفت. درکالج چاپ و هنرهای گرافیک لندن به آموختن عکاسی پرداخت و در سال 1345 به ایران بازگشت تا عکاسی حرفه ای در زمینه صنعتی، هنری و تبلیغاتی انجام بدهد. در این سال‌ها نوربختیار با نشریات متعدد عکاسی همکاری کرده، در دانشگاه‌های مختلف هنر به تدریس عکاسی پرداخته، چندین کتاب تصویری با موضوعات معماری، هنر و صنعت اصفهان و مناظرزاینده رود و کاشان تالیف و متشر کرده، مقالات عکاسی مختلفی را ترجمه کرده و آثارش را در نمایشگاه‌های متعددی در خارج و داخل ایران به نمایش گذاشته است.

رضا نوربختیار این هفته منتخبی از آثارش را به گالری آپادانا آورده بود. نمایشگاهی که امروز، چهارشنبه، ساعت 20 به پایان می‌رسد. آثار متنوع هستند. بخشی به عکاسی او از مناظر طبیعی و ابنیه تاریخی اختصاص دارند، بخشی انتزاعی و ماکرو هستند و یک اتاق گالری هم به پرتره‌های او اختصاص دارد؛ پرتره‌هایی از مشاهیر اصفهان و ایران...

 

عکاسی به خاطر پرتره اختراع شد

گفت و گو با نوربختیار را از نمایشگاهی که سال 89 در گالری خانه نقش داشت (و همان زمان هم گفت و گویی در رابطه با آن نمایشگاه در صفحه هنر و ادبیات اصفهان زیبا منتشر کردیم) آغاز کردم. سوال این بود که...

 

بعضی‌ها ارحام صدر را هم نمی‌شناختند، چه برسد به کلنل!

حسن کسایی، رضا ارحام صدر، محمدرحیم اخوت، جواد مجابی، محمود دولت آبادی و محمدعلی سپانلو تعدادی از چهره‌هایی هستند که پرتره‌هایشان در نمایشگاه این هفته رضا نوربختیار به نمایش گذاشته شده‌اند. او درباره انتخاب این پرتره‌ها گفت: «این عکس‌ها آدم‌های شهیری هستند. انتخاب این پرتره‌ها هم تعمدی بوده. می‌خواستم کسانی باشند که همه بشناسند. گو این که بعضی‌ها همین‌ها را هم نمی‌شناختند و اگر هم می‌شناخنتند، خیلی شناخت سطحی بود. مثلاً کلنل را کمتر کسی می‌شناخت. و مجابی...

استاد بزرگ نی، برایم دایی حسن بود

عکس‌هایی که معمولاً از استاد بزرگ نی دیده‌ایم، پرتره‌هایی از صورت و ساز او هستند. اما این بار پرتره‌ای متفاوت از او را می‌بینیم. نوربختیار در این باره گفت: «من دو عکس از آقای کسایی در مجموعه‌ام دارم که متفاوت هستند؛ یکی آن وقت که سر حال بود، بالای سر قیصریه از او گرفتم و در پس زمینه، تمام میدان پیداست و یکی این عکس که ضدنور است»...


روانشناسی پرتره باید مورد توجه قرار بگیرد

اما چه شد که رضا نوربختیار به عکاسی علاقمند شد و ...

اگر برتراند راسل ایرانی بود!

... تجربه شنیدن صحبت‌های راسل برای جوان 21 ساله ایرانی عاشق عکاسی که حالا به عکاس پیشکسوت و مدرس هفتاد و یک ساله تبدیل شده، یک نتیجه داشته: «این که چنین آدمی این طور خاضعانه خودش را به ما معرفی می‌کند. بعد هم گفت من راجع به کودکی‌ام در انگلستان باید صحبت کنم و صحبت کرد. من به شاگردانم گفتم اگر راسل ایرانی بود...

خواندن بیشتر ..
نویسنده: نفیسه حاجاتی
دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ 14:57

اصفهان زیبا/ کافه خنده


روزنامه اصفهان زیبا
زمان انتشار: یکشنبه 12 آبان ماه ۱۳۹۲
  روزنامه اصفهان زیبا، شماره ، صفحه هنر و ادبیات،
شماره 132، نسخهpdf

گزارش شبخند کافه خنده در مجتمع فرهنگی فرشچیان

«کافه خنده» با حضور طنزپردازان اصفهان «کلید» خورد!

بر خنده کنون عوارضی نیست/ وقت است که بی‌بها بخندیم

کافه خنده 

 

برنامه‌ریزی شده بود برای یک ساعت و نیم خندیدن. چند بخش مختلف تدارک دیده بودند با هدف خنداندن آنها که پا گذاشته بودند در کافه خنده! پنجشنبه و جمعه 9، 10 آبان سالن یک مجتمع فرهنگی هنری فرشچیان میزبان شبخند «کافه خنده» بود؛ برنامه مشترک دفتر طنز حوزه هنری اصفهان و مجتمع فرهنگی هنری فرشچیان که برای صرف خنده تدارک دیده شد.

پنجشنبه شب جمعیت نسبتاً زیادی به مجتمع فرشچیان آمده بودند؛ جمعیتی که ساعت 7 بعد از ظهر به دو قسمت تقسیم شدند. بخشی به سالن شماره یک آمدند برای شرکت در یک جُنگ خنده و بخشی برای دیدن نمایش کودکانه «رویای پدربزرگ» به سالن دوم سرازیر شدند.

شبخند «کافه خنده» به مدیریت هنری اسماعیل موحدی و مدیریت اجرایی حامد بذرافکن، با دعوت به خنده آغاز شد. اسماعیل موحدی به عنوان مجری مراسم، از محمود سلطانی، طنزپرداز اصفهان، خواست که شعر «بخندیم» را برای حضار بخواند؛ «هر جا و به هر زمان به هر حال خوب است/ مگو کجا بخندیم... از بهر علاج دردهامان/ کم گشته اگر دوا بخندیم/ محروم اگر ز دست و پاییم با تکیه به یک عصا بخندیم/ حتی سر ما اگر بریدند، لب را بکنیم وا/ بخندیم/ وقت است کنون که از ته دل/ یا ریسه رویم یا بخندیم/ خندیدن ما نه بی خیالی است/ بر این نظر خطا بخندیم/.../ بر خنده کنون عوارضی نیست/ وقت است که بی بها بخندیم/ این است پیام شعر آذین/ با هم نه جدا جدا بخندیم». 

بخش دوم این برنامه نمایشنامه‌خوانی گروه تئاتر جلفا بود. یک نمایشنامه طنز که از یک اتفاق کوچک آغاز می‌شود. شخصیت اول نمایشنامه که تنها در آپارتمان کوچکی در خیابان سانتافه، بین کانینگ و آروز بود، طبق عادت هر شب در خانه‌اش را از پشت قفل می‌کند و بعد صبح، کلید در قفل می‌شکند. دست و پا زدن جوان 24 ساله برای رهایی و دست به دامان آدم‌های مختلف شدنش طنازانه داستان را جلو می‌برد و بعد با یک موقعیت سورئال به اتمام می‌رسد.

«با این که داده بود مرا هم خدا کلید/ هرگز نخواست کس ز من بی‌نوا کلید/ بعضی ز قفل‌ها چه ظریفند و رمزدار/ با رمز ممکن است گشودن نه با کلید/... خیلی کلید هست/ مپندار طالبی داری تو و ریاست جمهور ما کلید» بخش‌هایی از شعر کلید بود که یکی از شاعران طنزپرداز اصفهان در این برنامه برای حضار خواند.

قطعه موسیقی که توسط گروه موسیقی تئاتر جلفا آماده شده بود، یکی از بخش‌های پرطرفدار کافه خنده بود. موسیقی طنازانه این گروه با این عنوان «زایمان از رباعیات اصلی خیام. رباعیات به هم پیوسته حکیم عمر خیام به همسر کارمندش. از روی نسخه خطی تصحیح شده دکتر عباسعلی ذولفقاری» و با این توضیح که از قرن 4 به بعد است که هیچ کس سر جای خودش نیست، آغاز شد. این موسیقی که دو بار در ابتدا و انتهای برنامه تکرار شد، با این ابیات ادامه پیدا کرد:«ای بانوی مهربانم، ای همسر من، بی کارم و گشته‌ای تو نان‌آور من، هر چند در اول تو سوارم گشتی، مشکل ز ردیف است شدی گر خر من» و با یک غافلگیری کمیک به پایان رسید.

نمایش طنز سقراط هم بخش دیگری از برنامه بود که گروه تئاتر جلفا اجرا کردند. اما بخش بعدی نمایش عکس‌های طنز بود؛ عکس‌هایی که در اینترنت دست به دست چرخیده و به کافه خنده رسیده بودند. مهمترین نکته این بخش صدای خنده‌های شیرین حضار بود!

خاطره‌گویی طنازانه آقای شیرچیان با لهجه غلیظ اصفهانی هم از بخش‌های بانمک کافه خنده بود؛ خاطره‌ها یا به عبارت دیگر «سه کاری‌هایی» از دوران کودکی یک طناز پا به سن گذاشته، که لهجه، شیرین‌ترشان کرده بود.

زهرا دری، سومین بانویی بود که در این برنامه به روی سن رفت، اولی، یکی از نمایشنامه‌خوانان بود و دومین نفر، نوازنده ویولن که پشت پرده می‌نواخت و فقط یک لحظه برای تشویق حضار به روی سن آمد! دری شعر «ماییم مجرد» را با این توضیح خواند: «به نام نیکوی خداوندی که زن‌ها را به زیبایی کشیده، نازشان را هم خریده، حرف‌هاشان را شنیده ضمن این که توی فاز شوخ طبعی مردها را آفریده»!

یک قطعه موسیقی با عنوان «کلید» پایان بخش این شبخند بود: «درها را برای باز شدن آفریده‌اند، اما به شرط آن که باشد با شما کلید، وقتی که قفل باز شود با فشار دست، یعنی که قفل وا شده اما نه باکلید، یک دل به سینه دارم و یک شهر دل ستان، یا رب عنایتی کن و بفرست شاه کلید»

شبخند «کافه خنده»، شب‌های «خنداخند» را به ذهن تداعی می‌کرد. «خنداخند» نام برنامه‌ای فصلی است که دفتر طنز حوزه هنری برگزار می‌کند. در این مراسم که تا به حال چندین دوره در سالن سوره حوزه هنری بدون بلیط فروشی و با استقبال گسترده طنزپردازان و علاقمندان طنز برگزار شده، طنزپردازان اصفهانی به اجرای اشعار و متون کوتاه طنز می‌پردازند.

اما «کافه خنده» که برای اولین بار با همکاری دفتر طنز و با حمایت مجتمع فرشچیان برگزار شد، شامل قسمت‌های طنز خوانی، نمایشنامه خوانی طنز، موسیقی طنز، عکس طنز، نمایش طنز، خاطره‌گویی طنز و شعر طنز بود. برای این برنامه بلیط‌های 12هزار تومانی طراحی شده بود و با مخاطبان کمتری برگزار شد. اما به گفته مسئولان برگزاری، این دو شب به عنوان اجرای آزمایشی طراحی شده بودند و قرار بر این است که برگزاری کافه خنده به صورت فصلی یا سالیانه ادامه پیدا کند.

نویسنده: نفیسه حاجاتی
چهارشنبه هشتم آبان ۱۳۹۲ 21:13

گفت و گو با شهرام ناظری در اصفهان


روزنامه اصفهان زیبا
زمان انتشار: چهارشنبه 8 آبان ماه ۱۳۹۲
  روزنامه اصفهان زیبا، شماره ، صفحه هنر و ادبیات،
شماره 132، نسخهpdf

 

«خیلی وقت است که به اصفهان نیامده بودم. آمدیم چون شهر اصفهان برای من شهر حساسی است. اصفهان شهر هنر است و مردمش هنر شناسند. شهری است که هنر و موسیقی در آن سابقه زیادی دارد. اما هر بار که به اصفهان می‌آیم اتفاقی افتاده. یک بار زاینده رود خشک است، یک بار اتفاق دیگری می‌افتد. من همیشه با خودم فکر می‌کردم که اگر پل خواجو و سی و سه پل را از اصفهان بگیرند، چه طور می‌شود. این بار که به اصفهان می‌آمدم، وقتی با خودم فکر کردم که دو اسطوره موسیقی ملی ایران، استاد حس کسایی و استاد جلیل شهناز نیستند، احساس کردم شبیه همان تصوری است که داشتم. انگار پل خواجو و سی و سه پل را حذف کرده باشند. و خب این خیلی دردناک بود ولی به هر حال جهان باید سیر خودش را داشته باشد. امیدوارم شاگردانشان بتوانند با نگاه دیگری راه آن‌ها را طی کنند. در مجلس امروز هم پسر استاد کسایی، آقا جواد کسایی و خانواده شان حضور دارند. برایشان کف بزنید»

آخر هفته گذشته، اصفهان دو شب میزبان شهرام ناظری و گروه مولوی بود. شوالیه آواز ایران بعد از نزدیک به سه سال، به اصفهان آمد و با وجود سرماخوردگی دو اجرای خوب در سالن مجلل کوثر به مخاطبان هدیه کرد. قطعاتی از آلبوم مولویه، قطعات محبوب «اندک اندک»، «آتش در نیستان»، شعر حلاج شفیعی کدکنی و کردی خوانی بخش‌های مختلف این اجراها بودند.

یک روز بعد از آخرین اجرا، چند دقیقه قبل از حرکت استاد و گروه مولویه به سمت شیراز برای یک شب اجرا در آن شهر، با شهرام ناظری در هتل محل اقامت او گفت و گو کردم.

 

به نظرتان در حال حاضر موسیقی سنتی ایران چه جایگاهی در دنیا دارد؟

جایگاهش را در جهان نمی‌دانم. هنرمندان برجسته‌ای هستند ولی چون برنامه‌ریزی‌های داخل کشور از نظر فرهنگی و خط مشی و اهداف هنری بر مبنای اصول درست نبوده، موسیقی سنتی ما به جایگاهی که باید در جهان داشته باشد، نرسیده. وضعیت داخل هم که خب معلوم است؛ خراب! آواز و شبیه‌خوانی و تفکرهای سطح پایین و ... برعکس خوانندگان نسل قبل که هر کدام شخصیت مستقلی داشتند، این‌ها هر کدام شبیه‌خوان و مقلد شده‌اند. در این 30 سال یک برنامه‌ریزی اصولی نداشتیم و طبیعتاً وضعیت آواز فاجعه‌بار است. روز به روز هم بدتر می‌شود مگر این که در آینده یا در این سیستم جدید کاری انجام شود که بشود جلوی این ویرانی را گرفت.

چه قدر به دولت جدید امیدوار هستید و چه انتظاری دارید؟

خیلی امیدوار هستیم. دولت فرهنگی است. هیچ انتظاری هم نداریم. خودشان می‌دانند. همه، هم آقای جنتی هم معاون فرهنگی‌شان در جریان مشکلات هنر هستند.

اولویت های جهان موسیقی جیست که باید بیشتر به آنها پرداخته شود؟

خیلی چیزها. البته نمی‌شود انتظار داشت با این همه ویرانی آبادانی ببینی. مدتی طول می‌کشد ولی خب شروع کرده‌اند و باید پایه ریزی‌های ریشه‌ای صورت بگیرد. اولویت‌ها هم آموزش اجتماع، جوانان، به وجود آمدن مراکز فرهنگی درست و اصول آموزشی صحیح هستند.

 

چه مشکلاتی می‌بینید؟ اساسی‌ترین مشکلات و اولویت‌هایی که باید رسیدگی کنند، چیست؟

فضایی که وجود دارد، فضایی مناسب هنر و موسیقی نیست. فضای سطح پایینی است. هنرمند خوب مجبور است به صدا و سیما نرود. صدا و سیما خانه من بود ولی 33 سال است نرفته‌ام. 33 سال یعنی یک عمر. می‌دانید در این مدت من چه قدر باخته‌ام و چه قدر اجتماع محروم مانده از شاید خیلی چیزها؟! حالا من  یا افرادی شبیه من. ما می‌توانستیم هفته‌ای دو بار بیاییم در تلویزیون، صحبت کنیم، آموزش بدهیم. برنامه اجرا کنیم.

چرا این کار را انجام نمی‌دهید؟

دوست نداریم. کلاسش پایین است. ما قبولش نداریم. محیطی را درست نکرده‌اند که هنرمند واقعی احساس راحتی کند. یک محیطی شده که چیزهای دیگری در آن حکمفرماست.

چه قدر آموزش در زمینه موسیقی مهم است؟

آموزش مهم است ولی وسایل ارتباط جمعی، صدا و سیما شرایطی را درست کرده که هرج و مرجی به وجود آورده. هر کس دلش می‌خواهد می‌آید می‌خواند. فقط کافی است کارهایی که مد نظر آنهاست را انجام بدهد. نه این که اصول هنری را بداند یا تخصص داشته باشد. این یکی از معضلات است.

وضعیت ارائه مجوز برای انتشار آلبوم و برگزاری کنسرت را چه طور می‌بینید؟

الان بهتر شده. قبلاً بد بود. در دوره قبل من کار «سفر عسرت»م، چهار سال توقیف بود. چرا؟! چون مفهومش اجتماعی بود. یا شاهنامه یک مقدار گیر کرده بود. همین داستان کاوه آهنگر و درفش کاویانی.

کنسرت‌های شما را معمولاً می‌گویند تنها یا با آدم‌های معمولی نباید رفت. باید با کسی که دوستش داری، بروی و این سرخوشی را مزه‌مزه کنی. می‌خواهم بپرسم نگاه شما به مفهوم عشق چیست؟

عشق از هر زبان نامکرر است. هر کسی تعریف خودش را دارد و اصولاً جهان آفرینش بدون عشق بی معناست.

شما در اصفهان خیلی کم کنسرت گذاشتید. و حالا بعد از نزدیک به 3 سال این کنسرت را داشتید. چه شد که این کنسرت برگزار شد؟

من هم آمادگی‌اش را نداشتم. سرما خورده بودم و از دوستان هم خواستم که کنسرت را به بعد از این دوم ماه موکول کنند ولی همت دوستان باعث شد این کار انجام شود. خودم هم تصور نمی‌کردم با این راحتی یه برنامه درست در اصفهان بگذارم. باعث خوشحالی است.

در این کنسرت، شب اول مخاطبان توانستند کردی خوانی شما را بشنوند ولی شب دوم نه.  چگونه قطعات را برای اجراها انتخاب می‌کنید؟

خیلی چیزها هست. نمی‌شود گفت. برای یک هنرمند هر فصل در یک فضایی است که خودش می‌داند که برای آن سال، آن روز، آن جا، آن وضعیت اجتماعی چه کار باید بکند.

در یکی از مصاحبه‌هایتان گفته بودید که دوست دارید یک کاری برای دهخدا و ملک الشعرای بهار انجام بدهید ولی تا به حال نشده. آیا در کنار «اجرای حماسی اشعار فردوسی» که به عنوان برنامه آتی ذکر کرده‌اید، کاری برای دهخدا و ملک‌الشعرای بهار هم در دست دارید؟

بله. والا من خیلی چیزها دلم می‌خواهد ولی خب نمی‌شود. همان کارهای عادی‌مان هم تا به حال گیر کرده و به زور انجام داده‌ایم!


نویسنده: نفیسه حاجاتی
سه شنبه هفتم آبان ۱۳۹۲ 20:10

گزارش کنسرت کلاسیک اروپا در اصفهان


روزنامه اصفهان زیبا
زمان انتشار: چهارشنبه 1 آبان ماه ۱۳۹۲
  روزنامه اصفهان زیبا، شماره ، صفحه هنر و ادبیات، شماره 131

کنسرت کلاسیک آلمان در هنرسرای خورشید برگزار شد

نوازندگان آلمانی و اصفهانی مخاطبان را غافلگیر کردند

برای حافظ؛ از زادگاه گوته تا اصفهان

 

«اجازه بدهید! فعلاً هیچ صحبتی درباره جزئیات برنامه نکنم. این یک سورپرایز است». این جمله‌ای بود که کلاوس گالاس، عصر یکشنبه 28 مهرماه، در انتهای سالن هنرسرای خورشید، گفت؛ درحالی که ایستاده بودیم و تمرین کردن سه نوازنده آلمانی‌اش را تماشا می‌کردیم و خب باید بگویم کنسرت مشترک ایران و آلمان به مناسبت روز بزرگداشت حافظ، واقعا هم یک سورپرایز بود.

 

نوازنده‌های آلمانی و ایرانی «وطنم» را اجرا کردند

کنسرت کلاسیک آلمان به سرپرستی کلاوس گالاس، یکی از برنامه‌های موسیقایی بین‌المللی هنرسرای خورشید بود که یکشنبه شب به مناسبت بزرگداشت روز حافظ برگزار شد. این برنامه با حمایت شهرداری اصفهان، وزارت امور خارجه در برلین و سفارت آلمان در ایران با شعار گفت و گوی بین فرهنگ‌ها یک شب در هنرسرای خورشید برگزار شد.

این رویداد با دو سخنرانی حبیب الله تحویلپور، معاون فرهنگی اجتماعی شهردار اصفهان و کلاوس گالاس، سرپرست گروه شروع شد؛ صحبت‌هایی پیرامون چرایی برگزاری برنامه، فصل مشترک‌های فرهنگی ایران و آلمان و موسیقی.

بعد از آن، دونوازی و تک‌نوازی‌های دو نوازنده برنده جایزه از فستیوال موسیقی ECO  آغاز شد. ربه‌کا هارتمن ویولونیست آلمانی برنده جایزه اکو و یولین ریم پیانیست آلمانی برنده جایزه اکو در این قسمت به هم‌نوازی و سپس تک‌نوازی پرداختند. بعد از آن، یوزف کوینه، برنده جایزه اکو هم به آن‌ها پیوست و قطعاتی از موسیقی‌های کلاسیک اروپا را نواختند؛ قطعاتی از شوپن، موتزارت، بتهون و نامداران موسیقی کلاسیک اروپا. اما سورپرایز، قسمت پایانی کنسرت بود که بعد از یک استراحت 10 دقیقه‌ای آغاز شد، مخاطبان توانستند قطعه وطنم را با صدای دف، گیتار، ویولن و پیانوی نوازندگان آلمانی-ایرانی بشوند. برنامه‌ای که خیلی سریع تدارک دیده شده بود و دو گروه روز قبل، برای این هم‌نوازی آماده شده بودند تا سرود میهنی ایران را به پاسداشت شاعر پارسی، حافظ، کسی که گوته شاعر بزرگ آلمانی او را می‌ستود، برای مخاطبان ایرانی و آلمانی اجرا کنند.

 

هر روز یک شعر از جافظ می‌خوانم

داستان این کنسرت به سال 2009 و یک نام برمی‌گردد؛ کلاوس گالاس، سرپرست گروه که او را بیشتر به عنوان باستان شناس و معمار در دنیا می‌شناسند، در سال 2009 جرقه یک فستیوال به نام «دیوان شرقی- غربی وایمار» را زد. فستیوالی برای بزرگداشت حافظ یه مناسبت 12 اکتبر، 20 مهر، زادروز این شاعر پارسی.

گالاس در این باره گفت: «فستیوال دیوان شرغی-غربی از سال 2008 در تلاش برای گفت و گوی مستمر با مردم ایران است. در سال 2009 ما موفق به برقراری پیمان دوستی بین دو شهر شیراز و وایمار شدیم. شبیه پیمان دوستی که شما در اصفهان با فرایبورگ داریم. در همان سال وزیر امور خارجه وقت، آقای اشتاین مایر مدیریت افتخرای جشنواره ایران 2009 را پذیرفتند. من در سال 2010 موفق شدم روز حافظ را که هر سال 12 اکتبر در ایران برگزار می‌شود، در لیست یونسکو و در چهارچوب سال نزدیکی فرهنگ‌ها به یکدیگر ثبت کنم».

گالاس به ادبیات پارسی علاقه خاصی دارد. می‌گوید روزش را با شعری از حافظ آغاز می‌کند و به این دلیل ابزار موسیقی را برای نزدیکی دو فرهنگ به هم انتخاب کرده که موسیقی زبان جهانی است و مرزی نمی‌شناسد. او تاکید می‌کند که نام فستیوال را هم به خاطر علاقه شاعر بزرگ آلمان به حافظ انتخاب کرده. چرا که گوته در کتاب «دیوان شرقی غربی» از حافظ که 400 سال پیش از او می‌زیسته قدردانی و تاکید کرده که باید به مردم آلمان برای شناخت فرهنگ‌های دیگر کمک کرد. چیزی که هنوز هم صادق است مخصوصاً در دنیای رسانه‌ای کنونی که باعث شده تصورات آلمانی‌ها در مورد ایران و شرق بسیار نادرست باشد.


شرق حافظ برای گوته رویا بود

کلوس گالاس که با یک گروه جهانگرد، نوازندگان و روزنامه‌نگاری از پرتیراژترین روزنامه اروپا به ایران سفر کرده درباره هدف از برگزاری این برنامه گفت: «این جشنواره فرصت بزرگی برای ایحاد تفاهم فرهنگی میان آلمان و ایران در اختیار می‌گذارد. هدف بزرگ ما کشف و روشنگری پیرامون هراس ها، پیش داوری ها جهالت ها و سو برداشت‌هایی است که در هر دو سو وجود دارند. برای رسیدن به نزدیکی و تفاهم میان انسان‌های فرهنگ‌های گوناگون می‌بایست این کار انجام شود. این جشنواره باید به از میان برداشتن هراس از تماس میان مردم ایران و آلمان کمک کند».

از سال 2009 تا به حال هر سال جشنواره دیوال غربی-شرقی در زادگاه گوته، شهر وایمار، برگزار می‌شد و خوانندگانی از ایران (از جمله سالار عقیلی) هم در این شهر کنسرت برگزار می‌کردند و گروه آلمانی هم در شیراز به اجرای برنامه می‌پرداختند تا این که امسال تصمیم گرفتند شهرهای دیگر ایران را هم درگیر کنند. و حالا امسال برای گروه نوازندگان آلمانی یک اجرا در تهران، یک اجرا و مسترکلاس در اصفهان، یک اجرا در یزد و اجراها و برنامه‌های فرهنگی در شیراز خواهند داشت و سفر دو هفته‌ای‌شان در چهار شهر ایران خلاصه می‌شود.

گالاس از شرق با شور صحبت می‌کند. او معتقد است: «شرق از طریق اشعار زیبا برای گوته و هم دوره‌ای‌های او به رویا تبدیل شده بود. کشش و فریبندگی شرق از فرهنگ غنی شرق سرچشمه گرفته بود؛ فرهنگی که آلمانی‌ها ریشه های فرهنگی خودشان را نشات گرفته از آن می‌دیدند. فرهنگی سرسار از شادابی چیزی که برای آلمان قرن 19ام فقط در رویا قابل تصور بود».

نویسنده: نفیسه حاجاتی
یکشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۲ 19:9

از جشنواره- بزرگداشت قدرت اله ایزدی

روزنامه اصفهان زیبا
زمان انتشار: چهارشنبه ۱۶ مهرماه ۱۳۹۲
  روزنامه اصفهان زیبا، شماره ، صفحه هنر و ادبیات، ویژه نامه رسانه

آقا رشید و دنیای کودکی

حتماً به میهمانان جشنواره خوش می‌گذرد!

 

مراسم بزرگداشت او با یک کلیپ آغاز شد. کودکی دست در دست کسی که در کادر نبود، از فضاهای آشنای میدان نقش جهان و کوچه‌های اصفهان می‌گذشت در حالی که مردم برای او ابراز علاقه می‌کردند، می‌خواستند با او عکس بگیرند و سلام می‌کردند. چند دقیقه گذشت و مخاطبان حاضر در افتتاحیه بیست و هفتمین جشنواره فیلم کودک و نوجوان اصفهان از خودشان پرسیدند این پسربچه کیست؟! تا این که دوربین روی چهره قدرت الله ایزدی ایستاد. کودک، پسر آقارشید بود و ابراز احساسات مردم نه برای کودک که برای پدر بود!

یکی از چهره‌هایی که در مراسم افتتاحیه جشنواره امسال مورد تجلیل قرار گرفت، آقا رشید بود که با پسرش روی صحنه آمد، از همه مسئولان و مردم و مخصوصاً شهردار اصفهان چندین بار تشکر کرد و گفت امیدوار است به میهمانان جشنواره که به اصفهان آمده‌اند خوش بگذرد و مطمئن است که به‌شان خوش می‌گذرد چون همه چیز برایشان رایگان است!

قدرت الله ایزدی که سالهاست با اسم هنری رشید به روی صحنه تئاتر و صفحه تلویزیون می‌رود، با شوخ طبعی‌های همیشگی‌اش در مراسم بزرگداشتش حاضر شد. از او خواستند پشت تریبون برود، تریبونی که به گفته مجری‌ها به حوصله بچه‌ها وصل بود؛ حوصله‌ای به اندازه یک انیمیشن تام و جری و نه سخنرانی‌های 50 دقیقه‌ای! آقا رشید پشت تریبون رفت، کمی صحبت کرد و وقتی تریبون به حرکت افتاد، ترجیح داد میکروفن را بردارد، به کنار آقای شهردار برگردد و صحبت‌هایش را بدون تریبون بیان کند.

البته پس از پایان مراسم هم بازار عکس گرفتن با این چهره طناز اصفهان میان کودکان و خانواده‌هایشان داغ بود.

 

نویسنده: نفیسه حاجاتی
عنوان متن تبلیغات
© نون‌ح‌‌‌