پراگ چگونه اسطوره شهر شد؟!
از هوشمندی تا عدم قناعت؛ الفبای موفقیت مقصد گردشگری مهم جهان
نفیسه حاجاتی
چرا پراگ این همه عاشق دارد؟! پاریس و رم و ونیز هم جزو شهرهایی هستند که خیلیها آرزوی دیدنشان را دارند اما حساب پراگ جداست. چرا این همه آدم در سراسر جهان «عاشق» پراگند بی آن که هیچ وقت بخت دیدنش را به دست آورده باشند. این حس دوست داشتن از کجا میآید؟ این سوالی است که فقط وقتی سفری به این شهر عجیب داشته باشید، شهرهای دیگر اروپا را هم دیده باشید و با دوستان ساکن اروپا مخصوصاً معماران و اهالی فرهنگ و ادبیات صحبت کنید، میتوانید پاسخی برایش پیدا کنید.
چه شد که پراگ به اسطورهشهر تبدیل شد؟! روح پراگ چگونه روح گردشگران را تسخیر کرد و الفبای موفقیت این شهر کهنِ کوچکِ پررمز و راز چیست؟ در سفرم به پراگ به دنبال پاسخ همین سوالات بودم و به دنبال شباهتهای اصفهان با مقصد پررونق گردشگری اروپا، ما برای رونق صنعت گردشگری اصفهان، چه درسهایی از پراگ میگیریم؟
کلمات، عکسها و خاطرات در کنار هوشمندی چکها دست به دست هم دادند تا پراگ به شهر محبوب جهانیان تبدیل شود. خیابانهای سنگفرش و معماری شکیل و بناهای کهن و اتمسفر قوی و آرام شهر هر سال گردشگران پرشماری را به پایتخت جمهوری چک میکشاند. مرکز تاریخی شهر پر از هتلها و هاستلها و اقامتگاههای مختلف است. انواع رستوران و کافه و فروشگاه را در هر گوشه و کنار این منطقه میبینید در حالی که همه پر از گردشگرانی هستند که از سراسر دنیا برای دیدن پراگ آمدهاند.
صبح تا عصر بالای قلعه قدیمی شهر مملو از توریستهایی است که برای سلفی یا عکس یادگاری گرفتن با یکی از زیباتری مناظر شهری جهان با هم در رقابتند و غروب آفتاب باید روی پل چارلز باشید تا شکوه یک شهر محبوب گردشگران را از نزدیک حس کنید. از همه اینها گذشته، سنگفرشهای پراگ هم عاشقان زیادی دارند و این چیزی بود که وقتی پایم را از ترمینال فلورانس در قلب مرکز تاریخی پراگ بیرون گذاشتم، مرا به یاد اصفهان انداخت با آهی که از نهادم برخواست برای سنگفرشهای امرز چهارباغ، مونالیزای اصفهان!