موسيقى هميشه در اصفهان حضور داشته؛ گاهى پررنگتر و گاهى كمرنگتر. از موسيقى رود كه در تمام شهر جارى بود بگيريد تا موسيقىهايى كه نوازندگان و خوانندگان اصفهان براى مخاطبان موسيقىدوست اين شهر، كشور و حتى دنيا توليد كرده و مىكنند.
در سالهاى اخير خوشبختانه كنسرتهاى مختلفى در سراسر شهر اجرا شده و مىشوند. هر چند هنوز تعداد سالنهاى متناسب براى اجراى كنسرت كمتر از انگشت شمار است! و تعداد كنسرتهايى كه در ماه در شهر اجرا مىشوند اصلاً متناسب با جمعيت شهر فرهنگىاى مانند اصفهان نيستند.
از طرفى همين تعداد كم كنسرتها هم بيشتر با حضور نوازندگان سازهاى ايرانى اجرا شدهاند. به عبارتى آن قدر كه تنبك، دف، تار، سه تار، دوتار، كمانچه و اصولاً سازهاى كوبهاى در قالب كنسرتهاى موسيقى سنتى ديدهايم، سازهاى غربى مثل درامز، آكاردئون و گيتار بيس نديدهايم و كمتر دربارهشان مىدانيم.
يكى از كنسرتهاى اسفند ماه اصفهان، كنسرت گروه لباسخوانى بود؛ كنسرتى كه از جنبههاى مختلف قابل بحث است از جمله همين تنوع سازهاى غربى، شرقى و حتى سازهايى كه قبل از آن كه كاركرد سازگونه داشته باشند، ابزارهايى بودهاند براى خياطى؛ مانند قيچى، كمان حلاجى و چرخ خياطى!
به همين بهانه در اين صفحه با سه نوازنده سه ساز غربى كه هر كدام در 2 تا 13 قطعه از قطعات اجرا شده در اين كنسرت، حضور داشته و به اجرا پرداختهاند، صحبت كردهايم.
از درامز تا چرخ خياطى
يكى از بخشهاى پررنگ، صحنه كنسرت لباسخوانى، قسمت وسط صحنه بود كه به درامر اختصاص داشت. رامتين كج باف در هر كدام از 13 قطعه اين كنسرت به نوازندگى سازهاى درامز، دف و چرخ خياطى پرداخت.
ساز اصلى درامز بود اما به فراخور قطعات اين نوازندگى تغيير مىكرد و سازهاى ديگرى هم نواخته مىشدند؛ گاهى همانجا پشت درامز و گاهى جداى از آن فضا. و خب به همين دليل هم كجباف را مىتوان پرتحركترين نوازنده كنسرت لباسخوانى دانست.
او درباره تجربه اجرا در كنسرت لباسخوانى گفت: »تجربه سختى بود. چون بار مسئوليتى كه در اين كنسرت روى دوشم بود، زياد بود. اين اجرا جزو مشكل ترين كنسرت هايى بود كه تا حالا داشتم. تنوع كارها خيلى زياد بود«.
كجباف، موسيقى را با تنبك نزد شهريار بلوچستانى آغاز كرده. سپس دف را انتخاب كرده و حالا 12 سال است كه درامز مىزند. او تاكيد مىكند كه هميشه سازهاى ضربى برايش جذابيت داشتهاند براى همين است كه سازهاى ضربى مختلفى را مىنوازد و اين نواختن هر آنچه كه مىتواند در حيطه سازهاى ضربى بگنجد، از كودكى او و نواختنش روى ميز و صندلىهاى مدرسه شروع شده.
او با اشاره به علاقهاش نسبت به سازهاى كوبهاى گفت: »خب ريتم هيچ تفاوتى نمىكند. مهم اين است كه با ابزارى كه انتخاب مىكنيد، جان و روح ريتم نمايان شود. به لحاظ موسيقايى سازها را در كنار هم مىگذاريم و صوتهاى مختلف را با هم تلفيق مىكنيم. تمام تلاشم در اين كار اين بود كه آن چه را بنوازم كه روى اين كار بنشيند«. رامتين كجباف درباره سختىهاى نواختن درامز مخصوصاً در كنسرت لباسخوانى، گفت: »يكى از سختترين كارها، اين است كه بايد خيلى آرام بزنيد كه صداى زيادى توليد نكند چون در اين كنسرت سازهاى سنتى هم نواخته مىشدند كه صداى كمى داشتند و من مجبور بودم تلاش كنم صدا را پايين بياورم و اين به درامر فشار مىآورد«.
نوازنده درامز گروه نوژان، با اشاره به سابقهاش در نوازندگى دف و تنبك به سابقه درامز نوازى پدرش اشاره كرد و گفت: »پدرم از نوازندگان درامز بودند و تاثير و كمك ايشان باعث شد به اين سمت بروم.«.
او آموختن درامز را نزد استاد كيوان شكوه آغاز كرد و تحت نظر بولن تاك باى در تركيه آموزشش را ادامه داد و سابقه نوازندگى در اركستر سمفونيك اصفهان، گروه وندا، سفارت اتريش، آلمان و كنسرواتوار تهران را هم دارد.
دو قطعه از 13 قطعه اجرا شده در كنسرت گروه لباسخوانى بى كلام بودند. يكى از قطعات با نام »چرخ خياطى« به نوازندگى چرخ خياطى و نمايش كليپى با همين عنوان اختصاص داشت. در اين قطعه، مخاطبان فقط چرخ خياطى و دستان نوازنده را در نمايى تاريك مىديدند.
رامتين كجباف در اين قطعه با استفاده از دو قطعه چوب، چرخ خياطى مىنواخت. او درباره نوازندگىاش در اين قطعه گفت: »مادرم خياط بود. البته الان در قيد حيات نيستند. ولى در كودكى هميشه لباسهاى ما را خودش مى دوخت و من با اين قضيه از كودكى عجين بودم.
پدرم هم با بابك رجبى از بچگى دوست بود. صداى چرخ خياطى هاى مختلف در كارگاههاى چرخ خياطى يا صداى يك چرخ خياطى تنها كه كار مى كند براى گوشم آشنا بود. مادربزرگم هم با چرخ خياطى و دستگاه بافت كار مى كرد. همه اينها در ذهن من بودند و چيزى كه در اين قطعه سعى كردم نشان بدهم و حس مى كنم مخاطبانم دوست داشتند به اين تجربيات ساليان كودكىام برمىگشت«.
او ادامه داد: »در ابتدا سعى مىكنم صداى چرخ خياطى را با چوبها در ذهن مخاطبان تداعى كنم. بيشتر صداى چرخ خياطى دستى به گوش مىرسد. بعد وقتى پشت ساز درامز مى نشينم چون ساز مدرن است و سيستم صدابردارى مدرن دارد و چيزهاى جديدى به آن اضافه شده در سالهاى اخير، سعى كردم كه نوازندگى را بياورم در قالب چرخ خياطى برقى و صداى كارگاه چرخ خياطى را در ذهن مخاطبان تداعى كنم«.
به جز چرخ خياطى، قيچى و كمان حلاجى هم در اين كنسرت به عنوان ساز نواخته مىشدند و كاملاً از اين ابزارها به صورت ساز استفاده شده بود اما تفاوت چرخ خياطى با آنها اين بود كه به نظر مىرسيد بيشتر كاركرد اجرايى و دكورى دارد.
چرا كه خود چرخ كار نمىكرد و با نواختن چوبها روى بدنهاش صداى موسيقايى توليد مىشد. كجباف درباره اين تفاوت گفت: »مى خواستيم اين كار را بكنيم ولى چون چرخ خياطى قديمى بود كار نمى كرد كه ما از آن بتوانيم صدا بكشيم. پدالش خراب بود و پيدا كردن يك چرخ خياطى سالم ساده نبود. مثلاً همان كمان حلاجى كه در كنسرت ديديد، خيلى بچه ها زحمت كشيدند تا پيدايش كردند. خريدند و آوردند و كمانش را آن قدر اصلاح كردند تا بتوانيم از آن صدابردارى كنيم. خيلى از اين لحاظ مشكل بود«.
او البته تاكيد كرد كه اين اجراى اول بوده و در اجراهاى بعدى بنا دارند از اين ايدههاى بيشترى استفاده كنند. او گفت: »حتى اين گفته شد كه ديگر درام وجود نداشته باشد و همين چرخ خياطى را گستردهتر كنيم و همه چيز بر اين اساس چيده شود. يا از پدالش بشود استفاده كرد يا بتوانيم چرخ خياطى ماشينى بياوريم و از صداى طبيعى آن استفاده كنيم«.