روزنامه اصفهان زیبا
زمان انتشار: یکشنبه 08 اسفند ماه 1389
آدرس: روزنامه اصفهان زیبا (+)، شماره 1212، صفحه هنر و ادبیات، صفحه هفت، شماره دوازدهم
نشر هنر، وظیفهی هر هنرمند است.
عکسهایی از ژاپن و دیگر کشورها...
شما در کدام دسته قرار میگیرید؟! عکاسی بخش جداییناپدیر لذتهای بصریتان محسوب میشود یا نه؟! در سفرهایتان، دوربین همراه میبرید؟ دوربین فقط یکی از وسایل معمول سفرتان است یا یکی از ملزومات یا حتی یک همسفر؟!
آدمها در مقابل فعل عکاسی یا دوربین عکاسی، به چند دسته تقسیم میشوند. بعضیها عشق عکاسیاند. دیدن بدون ثبت، به دلشان نمیچسبد. به عبارت دیگر دوربین که نداشته باشند، چیزی مانع لذن بردنشان از دیدن مکانها و دیدنیهای مختلف میشود. در نقطهی مقابل، برخیها هم هستند که دوربین را مانعی برای دقیق دیدن و لذت بردن میدانند.و خب گروه سومی را هم میتوان متصور شد که حالتی بینابین دارند و عکاسی برایشان صرفاً یک فعل معمولی است.
اما در هر کدام از این سه گروه که قرار بگیرید، حتماً دیدن گلچین صحنهها و لحطههایی که یک عکاس با دقت ثبت، ویرایش و گزینش کرده تجربهی جالبی است. مخصوصاً اگر عکسها روایتی از زندگی مردمان سرزمینهای دیگر باشند. درست مثل نمایشگاه اخیر محمد خزائی که همین جمعه، 13 اسفند ماه در خانه نقش، برپا شد و تا چهارشنبه 18 اسفند ماه ادامه دارد.
نمایشگاه، یک آلبوم بزرگ و جذاب از روایتهاست. سیصد عکس که هر کدام ثبت لحظهای خاص در ژاپن، چین، رم، ایتالیا، ترکیه و حتی همین اصفهان خودمان هستند و آقای عکاس با چیدمان خاصش ما را به میهمانی روایتها میبرد. در پایان اولین روز نمایشگاه گفت و گوی کوتاهی با محمد خزائی داشتم که در ادامه، میخوانید.
از کجا شروع شد؟!
من حدود 20 ساله که نقاشی میکنم و هنرهای مختلف را تجربه کردهام. قبلاً نظامی بودم. با دیدن یکی از کارهای استاد فرشچیان به نقاشی روی آوردم و به دنیال آن، به هنرهای دیگر مثل نگارگری، تذهیب، مینیاتور، عکاسی، معماری طراحی فرش، سرامیک و خیلی از رشته های دیگر هم پرداختم.
من از سال 2005 که اولین سفرم را به ژاپن داشتم تصمیم گرفتم که یک مجموعه عکس از ژاپن ارائه بدهم. البته به کشورهای زیادی مانند ایتالیا، چین، قبرس، ترکیه، امارات، پاکستان، کانادا و ... هم سفر کردهام و در این کشورها نمایشگاه داشتم و عکاسی هم میکردم.
نمایشگاه عکاسی داشتید؟
نه. نمایشگاه نقاشی و پروژههای معماری داشتم.
رشتهی تحصیلیتان هم معماری هست؟
نه! من تحصیلات دانشگاهی ندارم. تمام این کارها را به صورت تجربی و بدون استاد انجام دادهام.
یکی از ویژگیهای نمایشگاهتان این است که تنوع کارها از نظر موضوع و البته کمیت بسیار زیاد است. چرا و
چگونه این عکسها را انتخاب کردید؟
موقع انتخاب عکسها برای نمایشگاه دیدم که هر عکسی که انتخاب میکنم عکسهای زیادی با همان موضوع دارم. و انتخاب بین آنها خیلی سخت است. برای همین یک عکس را در اندازهی 50×70 انتخاب کردم و چند عکس را با همان موضوع ولی در سایز 13×18. عکسهایم را با این ترکیب به نمایش گذاشتم و خب مورد استقبال خیلی از دوستان قرار گرفت. معمولاً نمایشگاهها با تعداد محدودی اثر برگزار میشوند. ولی من اینجا حدود 300 عکس دارم.
روش کارتان چه طوره؟
سفرهایم برای برگزاری نمایشگاه هستند اما یکی دو روز را هم برای عکاسی میگذارم. دوربین و عکاسی به اندازهی نمایشگاههایم برایم اهمیت دارند. برای عکاسی ارزش زیادی قائلم و سعی میکنم عکسهایم با تفکر باشند. چیدمان داشته باشم. من برای گرفتن عکس کارهای مختلفی میکنم. سعی میکنم به صورت انفرادی عکس بگیرم. بعضی وقتها هم برای عکاسی، کارهای خطرناکی میکنم. مثلاً عکسهایی بوده که برای گرفتنشان، از یک نقظه پریدهام یا با کت و شلوار رسمی روی زمین خوابیدهام و عکس گرفتهام! همیشه سعی میکنم تحت هر شرایطی، از بهترین حالت ممکن عکس بگیرم.
شما هم عکاس هستید و هم نقاش. وجه تفاوت و تشابه این دو هنر چیست؟ به نظرتان عکاس نقاش چه تفاوتی با کسی که فقط عکاسی یا فقط نقاشی میکند، دارد؟
در عکاسی شما اغلب با لحظه سر و کار دارید. ولی در نقاشی این طور نیست من در نقاشی ممکن است تابلوئی را شروع کنم و 8 ماه بعد تمام بشود. تابلوهایی دارم که 5 سال است رویشان کار میکنم. ولی عکاسی لحطه است. باید به سرعت تصمیم بگیرید و کار کنید. من وقتی عکس میگیرم، به دید یک تابلوی نقاشی بهش نگاه میکنم. برایش یک کادر تعریف میکنم البته باید این کار را خیلی سریع باید انجام داد.
اگر در سفر دوربین نداشته باشید یا نتوانید عکاسی کنید...
خب خیلی غمانگیزه... این اتفاق برایم افتاده. مثلاً باتری دوربینم تمام شده یا رفتم عربستان سعودی، از مکه و مدینه نتوانستم عکاسی کنم. بعضی از کشورها اجازه نمیدهند در بعضی از قسمتها عکاسی کنم.
شما از آن دسته افراد هستید که دیدن بدون عکاسی برایشان لذت بخش نیست؟!
نه. من همیشه اول فضاها را با دقت میبینم، لذت بصریام را از محیط میبرم. بررسی میکنم. موضوعها، زوابا و نور را پیدا میکنم و بعد شروع می کنم به عکاسی.
در پوستر نمایشگاه، تاکید زیادی بر عکسهایتان از ژاپن داشتید...
اولین سفر نمایشگاهی من به ژاپن بوده. و تا به حال 8 سفر به این کشور داشتهام. در بعضی از نمایشگاههایم 7000 نفر بازدیدکننده داشتم .
سلیفه و رفتار مخاطبان ژاپنی چگونه است؟
ببینیند! در زاپن فقط کافی است شما اعلام کنید نمایشگاهی برگزار میشود. استقبال مردم بینظیر است. سلیقهی ژاپنیها هم محدود نیست. تعداد تابلوهای آبرنگی که فروختم، خیلی زیاد بوده اما تابلوی مینیاتوری هم داشتم که 40 هزار دلار فروخته شد. مردم ژاپن برای هنر اهمیت ویژهای قائل هستند حتی از لحاط مذهبی هنرمند را از مردم عادی جدا میدانند. میگویند روح خدا در هنرمند دمیده شده. برای همین در ژاپن یک هنرمند ارزش خیلی زیادی دارد.
اصلاً به نظر شما لزوم برگزاری نمایشگاه برای هنرمندان چیست؟
نشر هنر، وظیفهی هنرمند است. به نظر من اگر هنرمند، هنرمند واقعی باشد به نشر و ارائهی هنر بیشتر اهمیت میدهد. ببینید! اگر حافظ شعرهایش را در دفتری مینوشت و منتشر نمیکرد، الان شما دیوان حافظ را نداشتید. هنرمندهایی هستند که الان دیگر وجود ندارند. مثل لئوناردو داوینچی یا در ایران مثل رضا عباسی که در هر نقطه از دنیا بروید، خودش و آثارش را میشناسند. خودش دیگر نیست که از آثارش لذت ببرد ولی اثری گذاشته که برای فرهنگ و هنر جامعهی انسانی و نه فقط برای کشورش مفید است. باعث ارتقا میشود . من فکر میکنم وطیفهی هنرمند این است که خوب کار کند و خوب هم ارائه کند.
و در آخر اگر نکتهای هست که دربارهاش صحبت نکردیم...
متاسفانه در ایران در زمینهی هنر، رسانهها خیلی با گالریها هماهنگ نیستند. قبل از نمایشگاه خبر ندارند. درحالی که در کشورهای دیگر این اطلاعرسانیها به صورت موجی است. قبل، در حین و بعد از نمایشگاه و به خاطر این اطلاعرسانیهای قوی، نمایشگاهها مخاطبان زیادی دارند. البته من از استقبالی که امروز از نمایشگاهم شد، خیلی خوشحالم و امیدوارم تعامل رسانهها با گالریها و هنرمندان بیشتر شود.