اگر بگویید 5 تا از مهمترین کارکردهای سفر را نام ببرم، همان اول «احساس تعلق» به ذهنم میآید. جهان ذهنی هر کداممان قواره سفرهایمان است؛ هر چه سفرهایمان بیشتر، جهان ذهنیمان به جهان واقعی نزدیکتر.

یاد صحبتهای دکتر مهدی حجت میافتم در گرمای اردیبهشت شوشتر، نشسته بودیم در خنکای تونل داریون و او داشت برای دانشجویان معماری که از سراسر ایران آمده بودند که زندگی، معماری و اقلیم شوشتر را درک کنند، صحبت میکرد و میان صحبتهایش گفت که عرق ملی و اتحاد ملی با هیچ طریقی به جز همین سفر به دست نمیآید. تاکید کرد که «ایران گردی» کنیم که «خودشناسی» است و یک «ضرورت».
چند سال بعدتر، دکتر بهمن نامور مطلق هم از زاویهای دیگر به ایران گردی و البته اصفهان گردی پرداخت وقتی در یکی از آن جلسات اسطورهشهر گفت: «ما شدهایم "دون ژوان"های فضایی. با یک بلیط در کوتاهترین زمان ممکن میتوانیم فضاهای مختلف و متعدد را تجربه کنیم. نسبت انسان امروز با همدیگر و با فضاهای مختلف، گذرا، سطحی و متکثر شده است و نتیجهاش تعلیق و عدم تعلق است. اصلاً همین ارتباط انسان با فضاست که حس تعلق را به وجود میآورد و اگر نباشد...»
همه این صحبتها و تجربیات 10 سال اخیرم در سفر به نقاط مختلف ایران باعث شد «اصفهان گردی» را بگذارم سرلیست سفرهایم برای همین هم بود که درست در روزی که دو برنامه مهم و ملی در اصفهان برگزار میشدند، من سفر نیم روزه به «محمدآباد جرقویه» را انتخاب کردم.
برای رسیدن به این مقصد گردشگری شرق اصفهان، از چهارراه آبشار میشود سوار مینیبوس آبیرنگ شد و رد شرق را گرفت و رفت تا تقریباً 45 دقیقه بعد به محمدآباد جرقویه رسید. دقیقاً کاری که ما انجام دادیم. در راه از روستای «قارنه» گذشتیم و به محمدآباد جرقویه رسیدیم. ورودی شهر من را به یاد قشم انداخت و بعد فهمیدم این نخلها هر کدام به یاد یکی از شهدای محمدآباد کاشته شدهاند.

اولین مواجهه ما با جرقویه در ارگ قدیمی شهر اتفاق افتاد. یکی از خانههای قلعه، به نام خانه سرهنگ به موزه مردم شناسی تبدیل شده؛ موزهای که اشیا و وسایلش را مردم تامین کردهبودند و میشد در هر گوشهاش زندگی محمدآبادیها را مزه مزه کرد. خانه صفوی-قاجار دهخدا حالا به موزهای تبدیل شده که یک بخش خوب سفر گردشگران شهر «قنات، غنا و قنوت» را تشکیل میدهد.
اتاقهای تو در تو با اختلاف ارتفاع، تنور پخت نان، حیاط مرکزی باصفا با درختان انار و نخل همه از جمله بخشهای مختلف این موزه است که میتواند حتی تا دو سه ساعت شما را به خود مشغول کند. ما هزار تا عکس گرفتیم، شیرینی و شربت خوردیم و بعد رفتیم در بخش نوساز موزه که صحبتهای شهردار محمدآباد را بشنویم.

«مهدی نصر اصفهانی» هم مانند شهردار اصفهان، گردشگری را به عنوان یکی از مهمترین رویکردهای شهرداری منطقهاش در نظر گرفته، در زمینه گردشگرپذیرتر کردن محمدآباد تلاش کرده و حالا جشنوارهای را هم با همین رویکرد و البته با هدف جلب توجه مسئولان استانی و ملی به این منطقه و بازگرداندن مهاجران شهر ترتیب داده است. او در صحبتهایش از این که اصفهان به عنوان یک قطب گردشگری مهم ایران میتواند روی شهرستانهایش به عنوان مکمل صنعت گردشگریاش حساب کند، گفت و گردشگری را به عنوان ابزاری برای تغییر زندگی مردمان شرق اصفهان که از خشکی رودخانه آسیب دیدهاند، دانست.
او، نصب تابلوهای راهنمای مناسب، تعریف مسیرهای گردشگری، ایجاد موزه مردم شناسی که با میراث اهدایی مردم منطقه به وجود آمد، دعوت از نخبگان مهاجر برای بازگشت به محمدآباد، تغییر الگوی کشت و بازسازی ارگ و احداث اقامتگاه به عنوان فعالیتهایی در راستای رونق وضعیت شهر اشاره کرد و گفت: «سعی کردیم در قدم اول زیرساختهای لازم را فراهم و سپس برای فراهم کردن پیوستهای فرهنگی فعالیت کنیم».
او از رویکرد حمایتی شهردار اصفهان نسبت به شهرستانهای این استان، تقدیر کرد و گفت: «روزهای اول که بحث گردشگری را راه انداختیم خیلیها اعتراض کردند اما وقتی جنب و جوش مردم را دیدند حالا در جرقویه سفلی و مناطق دیگر همه دارند برای جذب گردشگر بیشتر به منطقهشان از هم سبقت میگیرند و همه به این نتیجه رسیدهاند که درآمد پایدار را میتوان از این طریق به دست آورد».

حالا میتوانید برای سفر یک نیم روز، یک روز کامل، یا حتی دو، سه روز در محمدآباد جرقویه برنامهریزی کنید. از نظر اقامت مشکلی ندارید چون اتاقها و سوئیتهایی برای اسکان مسافران در ارگ آماده شده و چند اقامتگاه سنتی هم در حال راه اندازی هستند. حتی قرار است به زودی هتلی هم در این منطقه ساخته شود.

از نظر غذاگردی هم هیچ مشکلی ندارید. انواع شیرینیهای محلی خوشمزه و البته غذاهای لذیذ هست که میتواند سفرتان را خوشمزه کند. محمدآبادیها دوست دارند محتوای غذاهایشان مشخص باشد برای همین آب گوشت لذیذی دارند که با آبگوشتی که مثلاً در اصفهان میخورید، متفاوت است و ناهار چلوگوشت فوقالعادهای هم دارند که گوشتهای ریشه ریشه شدهاش را با ادویه خاصشان طعم دار کرده اند.
اگر به صنایع دستی هم علاقمند هستید میتوانید آدرس گیوه باف قدیمی و فرش بافیها را بگیرید و از نزدیک کارشان را تماشا کنید یا سوغاتی بخرید. از همه این ها گذشته، محمدآباد قطب تولید قارچ است بنابراین میتوانید یک ظرف بزرگ قارچ تولید این منطقه را هم داشته باشید.

اما اگر به میراث فرهنگی علاقمندید، کنار موزه، وارد ارگ قدیمی شوید. ارگ قرار است به زودی بازسازی شود ولی از شما چه پنهان، این بخشهای مخروبه هم آن قدر فضاهای جالبی دارند که می توانید ساعتها عکس بگیرید. مخصوصاً اگر لباسهای رنگی بپوشید با رنگ خاک بکگراندتان ترکیب فوق العاده ای میشود. کمی که از ارگ دور شوید، «باغ میر» را میبینید که زمانی پر از درختان پسته و انار بوده و حالا خیلی کمتر اما دو بادگیر زیبا دارد و یک عمارت تو در تو. یکی از بادگیرها در حال مرمت است و دیگری دست نخورده.
از بالای عمارت باغ، کل شهر پیداست؛ خانههای خشتی-گلی، هفت برج دیدهبانی دورتادور باغ، مسجد جامع صد و پنجاه ساله (که شما را به یاد مسجد حکیم اصفهان میاندازد)، خیابانها و خانهها که البته میانشان خانههای نوساز هم هست. مقصد بعدیتان میتواند «برج کبوتر» 150 ساله و یک قلوی محمدآباد باشد و یا «حمام» قاجاری که در مرکز شهر است.
خلاصه این که محمدآباد جرقویه، تکهای از اصفهان است که میتواند یک مقصد گردشگری خوب آخر هفته برای ما باشد و البته یک مقصد خوب در مسیر شرق-اصفهانگردی برای همه گردشگران (داخلی و خارجی) که دوست دارند چند روز در شرق اصفهان سفر کنند.
پ.ن:مطلب من (برنده جایزه دوم) در جشنواره سفرنامه نویسی قشم، آرشیو سفرنوشت هایم